یافتن پست: #رو

iraj
iraj
:))) اگر نکته رو که واضح دیدی لایک کن موندم چرا پس نمی افته
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 00:04
+4
mah3a
mah3a
یارو میره لباس بخره از فروشنده میپرسه:اون کت چند؟ فروشنده میگه: 100 هزارتومان. یارو میگه:وااای بعد میپرسه اون یکی چنده؟ فروشنده میگه: وای وای!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 00:03
+4
mah3a
mah3a
امروز سر کلاس به استاد مقاومت مصالح میگم استاد ساعت 2تا4 واسه مقاومت خیلی بده..آدم خوابش میگیره!میگه سعی کن ناهار زودتر بخوری..از خوردن ماست و دوغم صرف نظر کن!!! :|
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 23:50
+3
شاهین
شاهین
به سلامتیه پدری که شب عیدی به بچه هاش میگه میخرم

اما ته دلش نگرانه که شاید نتونه بخره :(

امیدوارم خدا هیچ پدری رو شرمنده خانوادش نکنه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 23:48
+3
شاهین
شاهین
به سلامتیه 118 که شماره همه رو دار ولی مزاحم کسی نمیشه
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 23:47
+3
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
بعضی وقت ها { روزگار} ؛

یکی طوری می سوزونتت که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن،

بعضی وقت ها یکی طوری خاموشت میکنه که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن.

زمانه ایست که خیلی خیلی ، چیزها آنطوری که بود یا باید باشد نیست
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 23:41
+2
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
گر گفتید متوسط میزانی که یک خانم در طول عمرش روژلب میخوره چقدره؟؟؟ دو کیلوگرم

یک زن در کل زندگی اش دو کیلو روژلب میخوره و این روژلب حاوی ۳۰۰ گرم سرب میباشد

که ۶۸ درصد میزان سرطان را در خانمها افزایش میدهد.

عمق فاجعه اينجاست كه :

مردها هم در طول عمرشون همين حدود رژ لب كوفت مي كنن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 23:39
+2
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
کشاورزي الاغ پيري داشت که يک روز
اتفاقي به درون يک چاه بدون آب افتاد.
کشاورز هر چه سعي کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بيرون بياورد.
براي اينکه حيوان بيچاره زياد زجر نکشد،
کشاورز و مردم روستا تصميم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بميرد و زياد زجر نکشد.
مردم با سطل روي سر الاغ هر بار خاک مي ريختند اما الاغ هر بار خاکهاي روي بدنش را مي تکاند وزير پايش ميريخت و وقتي خاک زير پايش بالا مي آمد سعي مي کرد روي خاک ها بايستد. روستايي ها همينطور به زنده به گور کردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا آمدن ادامه داد تا اينکه به لبه چاه رسيد و بيرون آمد.

**نکته:*
*مشکلات، مانند تلي از خاک بر سر ما مي ريزند و ما همواره دو انتخاب داريم:*
*اول: اينکه اجازه بدهيم مشکلات ما را زنده به گور کنند.*
*دوم: اينکه از مشکلات سکويي بسازيم براي صعود.*
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 23:38
+3
aB'Bas S
aB'Bas S
تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. مامان اومده می گه چیزی شکوندی؟
پـَـ نه پَــ، شیشه نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 23:27
+6
aB'Bas S
aB'Bas S
در Romantic
چقدر سخته که بارونی بشی هر شب ، نتونی آسمون باشی

چقدر سخته که زندونی بمونی ، بی در و دیوار ، نتونی همزبون باشی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 23:21
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ