یافتن پست: #رو

حمید
حمید
یکی از این سوسک کوچیکا از جلو پام رد شده یه دستمال از جیبم درآوردم… دوستم میگه می خوای بکشیش؟

پ ن پ آبریزش بینی داره می خوام نریزه رو قالی.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 11:37
+3
حمید
حمید
داشتم می رفتم طرف ماشینم یهو دیدم افسره داره یه چیزی می نویسه!

گفتم: داری جریمه ام می کنی؟

پ ن پ دارم اسمتو پشت کارت دعوت عروسیم می نویسم. میای؟
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 11:21
+1
حمید
حمید
یارو میره سردخونه میگه: بی زحمت جسد پدربزرگمو تحویل بدین.

میگن: می خوای خاکش کنی؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 11:20
+2
حمید
حمید
نصف شب ماشین خاموش شده زنگ زدم میگم بابا باطری ماشین تموم کرده روشن نمیشه. میگه یعنی خالی شده؟

پ ن پ واقعا تموم کرده دارم میبرم خاکش کنم گفتم ببینم تو هم میای؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 11:18
+3
حمید
حمید
لباس خریدم. کارت عابرمو گذاشتم رو میز میگم ۲۰۱۵٫ میگه رمز کارتته؟

میگم پ ن پ تلفنمه. دادم مزاحم بشی.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 11:18
+2
حمید
حمید
میخوایم بریم خونه جدیدمون، مامانم میگه این همه اثاثو باید با کامیون ببریم؟! میگم: پ ن پ راست کلیک کن، کات شون کن، برو تو خونه جدیده پیست کن!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 11:17
+1
sepideh
sepideh
به این توجه کردی که هر وقت موقع غذا خوردن از کسی نمکدان بخوای اول روی غذای خودش نمک می پاشه بعد اون رو بهت می ده؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 11:15
+1
mina_z
mina_z
غضنفر میره دکتر به دکتر میگه :

اقای دکتر از وقتی رفتم دستشوئی دیگه کمرم صاف نشد .

دکتر بهش میگه : عزیزم شما دکمه شلوارو به یقه بلوزت بستی
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 10:56
+3
حمید
حمید
در SMS
اولی: آقای دکتر، من فکر می کنم عینک لازم دارم. دومی: بله حتما! چون این جا مغازه ساندویچ فروشی است!{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 10:46
+1
حمید
حمید
بک روز قشنگ یک دل خوش یک لب خندان یک تن سالم دعای امروز من برای تک تک شماست{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-41-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 10:28
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ