یافتن پست: #رو

ronak
ronak
ترجیح میدم حقیقتی مرا ازار دهد.تا این که دروغی ارامم کند...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 00:19
+5
ronak
ronak
همه دوست دارند که به بهشت بروند، ولی کسی دوست ندارد که بمیرد{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 00:18
+4
عسل ایرانی
عسل ایرانی
مثه این صحنه رو توی GTA دیدم :)
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 23:51
+5
mehdy
mehdy
يه روز غضنفر مي ره استخره مي ره توچهارو نیم متري و مياد بالا بعد به خودش ميگه اون بنا که کاشيا کف استخر را کار کرده عجب نفسي داشته.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 20:53
+5
mehdy
mehdy
غضنفر رو براي اولين بار مي برند توي هلي کوپتر ، توي آسمان از سمت چپي اش مي پرسه : شما گرمتونه ؟ طرف مي گه : نه. از سمت راستي اش مي پرسه شما گرمتونه ؟ اون يکي هم مي گه نه. بعد غضنفر بلند مي گه : آقاي خلبان هيچ کس گرمش نيست. اون پنکه سقفي رو خاموشش کن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 20:51
+5
mehdy
mehdy
غضنفر سوار ماشين تهرونيه بوده، تهرونيه هم يهو كل ميگذاره، پاشو ميگذاره رو گاز.. سرعت 100... 150...160... بعد برميگرده به غضنفر ميگه: ترسيدي؟! به خودت شاشيدي؟! غضنفر ميگه: سيكتير بابا!! بيا بهت سرعت نشون بدم! خلاصه تهرونيه رو ميبره سوار پيكانش ميكنه، بعد پاشو ميگذاره رو گاز.. سرعت 100.... 120...140...160... 180... برميگرده به تهرونيه ميگه: حالا ترسيدي؟ به خودت شاشيدي؟! تهرونيه ميبينه اين يارو كله خره، داره همينجور گاز ميده.. ميگه: آره بابا شاشيدم.. بيخيال شو! غضنفر برميگرده ميگه: الان ديگه بريني
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 20:49
+3
مهسا
مهسا
همه ناراحتی ها به یک جمله ختم میشه #ازتو-انتظار-نداشتم....اگه یاد بگیریم هیچ وقت از هیچ کسی هیچ انتظاری نداشته باشیم هیچ چیز مارو ناراحت نمی کنه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 20:48
+6
mehdy
mehdy
زنِ غضنفر دو قلو ميزاد،‌ غضنفر ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،‌ به يارو ميگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 20:48
+4
مهسا
مهسا
بعضی حرفا رو نمیشه گفت ... باید خورد...
ولی بعضی حرفا رو نه می شه گفت ... نه میشه خورد
می مونه سر دل! میشه دل تنگ! میشه بغض! میشه سکوت!
میشه همون وقتی که خودتم نمیدونی چه مرگته
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 20:34
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ