یافتن پست: #رو

?
?
به غضنفر می گن اگه دنیا رو بهت بدن چی کار می کنی می گه من فعلا می خوام «
درسمو ادامه بدم !!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 22:16
+2
?
?
غضنفر میره بقالی،‌می‌بینه رو دیوار بزرگ نوشتن: علی با ماست! حسن با ماست! حسین با ماست! میگه: ببخشید اقا، شما ماست خالی ندارید؟!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 22:14
+2
?
?
غضنفر می‌خواسته گردو بشکنه، گردو رو میذاره زیر پاش، با آجر میزنه تو سر خودش.!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 22:13
+2
?
?
زنِ غضنفر دو قلو میزاد،‌غضنفر میره صورت حساب بیمارستان رو حساب کنه،‌به یارو میگه:‌حاج آقا ارزون حساب کن هردوشو ببرم!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 22:00
+1
?
?
غضنفر ساندویچ‌فروشی داشته، ‌یک روز یک بابایی میاد میگه: ‌قربون یک ککتل بده، ‌فقط بیزحمت توش گوجه نذارید. غضنفر میگه: آقا امروز گوجه نداریم، میخوای خیارشور نذارم؟!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 21:44
+1
ronak
ronak
قلیون کشیدن همزمان دانشجوها تو خونه مجردی {-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 21:09
+7
ronak
ronak
شده تاحالا برین حموم شامپو بزنید کف بیاد جلو چشتون
چشتون رو میبندین بعد احساس کنید موجودات
عجیب غریبی جلوتون واستادن ؟ :)))
اگه گرفتی چی میگم عکس رو لایک کن :))
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 21:07
+5
aB'Bas S
aB'Bas S
از غضنفر مي پرسن كه براي بستن يك لامپ به چند نفر احتياج داري؟ مي گه ۳ نفر. مي گن چرا ۳ نفر ؟ ميگه: يه نفر ميره بالا نردبون لامپ رو بگيره .. دو نفر هم از پايين، نردبون رو بچرخوونند
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 21:03
+5
ronak
ronak
ایـــــــــن چرا اینجوریـــه....؟{-59-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 21:01
+3
محمد
محمد
غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما اینجا رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 21:00
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ