یافتن پست: #رو

مهسا
مهسا
نامردانه ترين و کثيفترين چابلوسي زمانيست که يک مرد... براي ارضاي يکي از طبيعي ترين نيازهايش... به دروغ به معصومي ميگويد: دوستت دارم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:28
+6
مهسا
مهسا
ایــــن یـــک فـــاجعه بود . . . یــک فــاجـعـه . . . عـــمـق ایــن درد را زمـــانـی حــس کـردم کــه : وقـــتــی بـی پــروا گــفتـم: انــدکی دلـــگــیرمــــ . . . بــیتـفـکر اولــیــن حـــرف دلــت ایـــن بــود : به درکـــــــــــــ
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:24
+4
مهسا
مهسا
دلتنگم .... دلتنگ عاشقان دیروز؛ آنهایی که لذت بودن در کنار معشوق را به هزاران نیت پلید نمی فروختند ... !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:20
+4
مهسا
مهسا
من از روی خنده های خویش یافتم هر کس می خندد به این معنی نیست که دردی ندارد شاید از بزرگی دردش چاره ی دیگری ندارد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:19
+4
sasan pool
sasan pool
اسم من گم شده است
توی دفترچه ی پر حجم زمان
دیرگاهی است
فراموش شدم
اسم من گم شده است
لا به لای ورق کهنه ی آن لایحه ها
زیر آن بند غریب
پشت انبوهی از آن شرط و شروط
لای آن تبصره ها
اسم من گم شده است
در تریبون معلق شده سخت سکوت
حق من گم شده است
زنگ انشاء
کسی انگار نمی خواست معلم بشود
شأن من گم شده است
شأن من نیست بنالم
شأن من نیست بگویم
زتهی ، ز نبود
یا از این زخم کبود
لیک
رنگ رخساره گواهی دهد از سر درون
از همه رنج فزون ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:17
+4
ronak
ronak
هههههههه خوب شد رژه اینا رو هم دیدیم ببین اون شکمو
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:14
+5
امیرحسین
امیرحسین
روش جـــــــــدید دختر آزاری :
.
.
.
.
.
.
اگه تو خیابون یه دختر رو دیدی که با دوس پسرش وایساده، جلو پاش ترمز کن و بگو:
حالا شناختمت، دیگه بهم زنگ نزنیا.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:14
+5
sasan pool
sasan pool
دیشب دوباره
گویا خودم را خواب دیدم:
در آسمان پر می‌کشیدم
و لا‌به‌لای ابرها پرواز می‌کردم
و صبح چون از جا پریدم
در رختخوابم
یک مشت پر دیدم
یک مشت پر، گرم و پراکنده
پایین بالش
در رختخواب من نفس می‌زد


آن‌گاه با خمیازه‌ای ناباورانه
بر شانه‌های خسته‌ام دستی کشیدم
بر شانه‌هایم
انگار جای خالی چیزی...
چیزی شبیه بال
احساس می‌کردم!


قیصر امین پور
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:11
+4
sasan pool
sasan pool
پایان سریال دروغهایت بود

آخرین لبخندت

و چه ساده بودم من

که تا تیتراژ پایانی

به پای تو نشستم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:11
+4
sasan pool
sasan pool
چون آینه ای و با من انگار کجی
دور از منی و هنوز هم روی لجی

چندی است که ورد شب و روزم این است:
ای عشق بیا اَجی مَجی لاتَرجی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:10
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ