یافتن پست: #رو

مهسا
مهسا
تهرانيه توحج پرده كعبه روگرفته بودميگفت خداياتوبه ديگه واسه تركاجوك نميسازم.تركه زدبه شونش گفت داداش قبله كدوم طرفه؟!تهرانيه دادميزنه خداياخاطره كه ميتونم تعريف كنم{-7-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 19:52
+4
poria
poria
فقط دو نفر در هواپیما مانده بودند. یک پسر بچه نه ساله و پاپ ژان پل دوم
پاپ گفت: فرزندم ! من عمر خودم را کرده ام و آینده پیش روی تو است. بیا این چتر را بردار و خودت را نجات بده
پسر بچه گفت: احتیاجی نیست. اون آقاهه که می گفت باهوش ترین رئیس جمهور دنیاست، با کوله پشتی مدرسه من پرید بیرون
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 19:51
+3
poria
poria
گاهی وقتا به جای خاموشی در جواب ابلهان ، باید یه مشت بخوابونی زیر چشمش! چون آدمی که ابله باشه ، معنی اون سکوت رو هم نمیفهمه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 19:40
+4
مهسا
مهسا
لره میره خواستگاری، میگه: من باید دختر رو لخت ببینم تا بپسندم! دختره لخت میشه. لره میگه خوشم نیومد. میگن:چرا؟ میگه: دماغش بزرگه!{-18-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 19:39
+5
poria
poria
هواپیمایی درحال سقوط بود و یک چتر نجات کم بود، بنابر این یک نفر باید فداکاری می کرد.
زین الدین زیدان یک چتر بر داشت و گفت : من بهترین فوتبالیست جهان هستم و باید نجات پیدا کنم این را گفت و پرید .
برد پیت هم یک چتر دیگر بر داشت و گفت: من محبوب ترین هنرپیشه جهان هستم و باید نجات پیدا کنم. این را گفت و پرید.
یه بنده خدایی هم یک چتر بر داشت و گفت: من باهوش ترین رئیس جمهور دنیا هستم و باید نجات پیدا کنم
6 دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 19:37
+4
سحر
سحر
اگه فروختمت ناراحت نشی، من آدم فروش نیستم گل فروشم . هرکسی از یه راهی پول در میاره؛ منم ازگل فروشی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 19:35
+5
poria
poria
کامیون اومد داشتیم وسایل خونه روجمع میکردیم ، یارو میپرسه میخاین از اینجابرین؟
میگم:پ نه پ! میخایم وسایلو ببریم بیرون خاله بازی کنیم !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 19:34
+3
poria
poria
بابام داره باشير و دوش حموم ور ميره ، سه ساعت بدون پیرهن دم درحموم يه لنگه پا وايسادم!
برميگرده ميگه: ميخواي بري حموم؟!!
ميگم: پ ن پ! اومدم مسابقات پرورش اندام ، منتظرم برگردي برات فيگور بگيرم !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 19:31
+3
poria
poria
با ماشين رفتم كنار يه پيرزنه كه كلي باردستشه! ميگم : حاج خانوم جايي ميرين؟ برسونمتون...
برگشته ميگه: ميخواي كمك كني؟
پ ن پ! ميخوام مخت رو بزنم !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 19:29
+3
poria
poria
خانمی به آشپز خانه رفت و دید همسرش با یک مگس کش اینطرف و آنطرف میچرخد.
پرسید : چیکار میکنی؟
همسرش پاسخ داد : مگس شکار میکنم!
آه چند تا کشتی؟
پنج تا، سه مذکر و دو مونث!!
همسرش با تحیر پرسید : چجوری جنسیتشونو فهمیدی؟
شوهرش گفت : آخه سه تاشون روی شیشه خالی آبجو بودن و دو تا روی تلفن!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 19:28
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ