sasan pool
می رسد روزي كه بي من روزها را سر كني
مي رسد روزي كه مرگ را باور كني
مي رسد روزی كه تنها در كنار قبر من
شعر هاي كهنه ام رامو به مو از بر كني
sasan pool
چقدر خوبه روزای بارونی
معلوم نمیشه منتظر تاکسی هستی یا آواره خیابون هایی
بخار دهنته یا دود سیگار
روی گونه هات اشکه یا دونه های بارون...
sasan pool
ما دو تن مغرور
هر دو از هم دور
وای در من تاب دوری نیست
ای خیالت خاطر من را نوازشبار
بیش از این در من صبوری نیست
بی تو من تنهای تنهایم
من به دیدار تو می آیم
(حمید مصدق)
sasan pool
کاش میشد از میان قصه رویای تو
هیچگه بیرون نمی آمد دلم
کاش تا انتهای آسمان پر ز رویای تو بود این محفلم
کاش در تاریکی شب های من
نقش رویای تو نوری می کشید
آسمان پر از ستاره میشدو
بر سر تنهاییم خط میکشی
sasan pool
پیش فرض پاسخ : حالتو با شعر وصف کن
از دستهایمان بیرون رفتهایم
از چشمهایمان
و همهچیزِ این خاك را كاویدهایم:
ــ ما بههمراهِ آب و باد و خاك و آتش
تبعیدِ این سیاره شدهایم
و اینجا
زیباترین جا
برای تنهایيست.
كسی در من همهچیز را خواب میبیند.
sasan pool
صدای پای تو که می روی ...
و صدای پای مـرگ که می آید ...
دیگـــــر چیـــزی را نمــی شنـــوم
sasan pool
دوست دارم هيچي بشم غرق در درياي سكوت
نرم نرم رنگ آب رنگ درياي سكوت
دوست دارم آبي پرواز در نگاه آخرينت
بشه يك راز بشه يك دنيا نياز
sasan pool
تقصیر خدا نیست که باران نمی آید
این روزها تمام بارانهای دنیا
در دل ما آدمها می بارد
sasan pool
وقتی چشمانم را روی هم می گذارم
خواب مرا نمی بَرد
تو را می آورد
از میان فرسنگ ها
فاصله