یافتن پست: #رو

mina_z
mina_z
[!] میره تو خواربار فروشی میگه: نیم کیلو پنیر بدین، یارو بهش میگه: ببخشید، شما ترکین‌؟ میگه: از کجا فهمیدین؟ میگه: از لهجتون. [!] با خودش میگه: من باید این لهجمو درست کنم. پا میشه میره خارج بعد از ده سال برمیگرده، میره همون جا میگه: آقا نیم کیلو پنیر بدین. یارو باز میگه: آقا شما ترکین؟ میگه: اِاِا... از کجا فهمیدی؟ مگه من هنوز لهجه دارم. یارو میگه: نه، ولی آخه اینجا پنج ساله که بانک شده!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 10:35
+6
vahid
vahid
LLLLLLLΓ '-o----o--' اين اتوبوس فقط خوشکلا رو سوار ميكنه بي زحمت برو کنار
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 01:42
+5
vahid
vahid
چروک لباتیم، بخند فناشیم . . . قرمزی چشاتیم ، نفازولین بریز فناشیم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 01:41
+5
vahid
vahid
هر چه رفت از دست یاد آن به نیکی می کنند چهره امروز از آیینه فردا خوش است
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 01:31
+4
vahid
vahid
وقتی قراره نقش زاپاس رو برات بازی کنم ازم انتظار نداشته باش دعایی بجز پنچریت بکنم!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 01:29
+5
ebrahim
ebrahim
دیدین بعضی چیزا فصل داره ؟! مثلا فصل اجاره دادن و گرفتن خونه تو تابستونه و تو زمستون کار سخت میشه ، نه خونه گیر میاد نه مستاجر ! این شامل نیمه گم شده هم میشه ، نیمه گم شده همه فصلی پیدا میشه به غیر از یه ماه!!اونم یه ماه قبل از ولنتــاین !!! یعنی اگه تو این زمان تونستی نیمه ات و پیدا کنی ، حتما برو تو گینس ثبتش کن !! والااا به خدا
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 01:28
+4
vahid
vahid
كاش حوله بودم آويزان به ميخ تا هر روز صبح قبل از همه صورتت را مي بوسيدم.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 01:27
+4
gha3m
gha3m
مسئول حراست بانوان چیست؟ موجودیست دو پا ، که سیبیل و ابروی فراوان دارد ، فاقد عقل است چرا که معتقد است "هلو با پرزش قشنگه" او خودرا در پارچه ای مشکی مچاله می کند ، همانند مارمولک روی زمین میخزد و ناگهان همانند عجلِ معلق جلوی چشم بانوان ظاهر می شود! همچنین این موجود از آزار و اذیت بانوان تغذیه می کند...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 01:14
+3
vahid
vahid
لطفا مسیج رو با ریتم آهنگی بخون تا بقیه دست بزنن : واویلا لیلی / مسیج اومد خیلی / یکی دوستت داره / مسیج فرستاده / اگه دوسش دار / مسیج بده فوری.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 01:07
vahid
vahid
به سبچه که بودیم بستنیمان را گاز می زدند قیامت به پا می کردیم! چه بیهوده بزرگ شدیم... روحمان را گاز می زنند می خندیم !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 00:57

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ