یافتن پست: #رو

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گرچة بنی ادم اعضای یک پیکرند
ولی چشم و ابرو و مو مشکی ها از همه سرترند !!
اصلا هم اشاره ای به خودم ندارما!!
دیدگاه  •   •   •  1393/04/30 - 16:12
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از عجایب زنها اینه که :

مجتمع های تجاری رو طبقه به طبقه و مغازه به مغازه میگردن

بعد که از خرید میان برن خونه میگن :

“اووووه ماشین چقدر دوره” !!!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/04/30 - 15:50
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
درد دارد…
وقتی با نسیمی برود…
کسی که به خاطرش به طوفان زده ای…
دیدگاه  •   •   •  1393/04/30 - 15:47
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/04/29 - 17:36
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/04/29 - 17:34
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/04/29 - 15:49
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/04/29 - 15:44
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگـر روزی کسی مـرآ خواست ، بگویید رفته باران هآ را تماشا کند !

و اگــر اصرآر کــرد ، بگویید بـرای دیدن ِ طوفـان هآ رفـته است !

و اگـر بـاز هم سمـآجت کـرد ، بـگویـید . . .

بـگویید رفـته است تـا دیگر بـآز نگـردد . . . !

و اگـر بـاز هم زیـگیـل شد . . .

شمارمو بهش بدید نفهم زنگ بزنه !

بینم چی میخواد دیوانه انقد دنبالمه !

دهنمو سرویس کرد هآ . . . !
دیدگاه  •   •   •  1393/04/29 - 15:35
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تازه خونه خریده بودیم که ..........
عموم امدش خونمون بعد سلام و احوالپرسی بهم گفتش
یه زیرشلوار برام بیار براش بردم پرسید کدو اتاق برم عوض کنم.
درهای اتاقها و در وردی شبیه هم بودش
منم اشتباهی در ورودی رو با اتاق خواب کنارش قاطی کردم
در ورودی رو نشون دادم این بنده خدا هم رفته بود تو پاگرد دیده بود که تاریکه
میخواست لامپو روشن کنه که زنگ همسایه بقلی رو زده بود که دیگه خودتون تصور کنید .......
عموی بیچارم از زن همسایه بجز فشها یه چکم خورد
شلوارشم تا نصفه کشیده بود پایین
دیدگاه  •   •   •  1393/04/29 - 15:16
+3
xroyal54
xroyal54
مرحوم سید اصفهانی در کتاب مکیال المکارم خود می نویسد، هرکس سه بار بگویید بابی انت و امی یا اباصالح المهدی، زهرای مرضیه(سلام الله علیها) در برزخ برایش دعا می کند.


*نماد ولایت امیرالمومنین به حدی بالاست که عقل ها را متحیر می کند، به طوری که مستشرق فرانسوی در کتاب خود می گوید: من در یکی از شب های احیا در تهران بودم. تا قبل احیا زن و مرد رنگ های مختلفی داشتند به محض اینکه غروب شد، شب نوزدهم همگی یک رنگ شدند و مفاتیح بدست به مراه یک زیر انداز با هیجان به سمت مساجد می رفتند، می گوید به یکی از این مجالس رفتم دیدم از استاد دانشگاه و دانشجو تا کارگر و ...همگی فزت و رب الکعبه می گویند.



**در اصول کافی اینچنین آمده است که: شخصی به حضرت امام صادق(علیه السلام) فرمود ما تا زمانی که پیش شما هستیم به یاد خدا هستیم ولی زمانی که از شما جدا می شویم اینطور نیست، امام فرمود: اگر همین طور که در نزد من هستی یاد خدا باشی و وقتی بیرون می روی هم همین طور باشی با فرشتگان مصافحه خواهی کرد.



*کسی فکر نکند امشب به زحمت افتاده است، همه امشب به این فکر کنند که میخواهیم رنگ دنیا را یاعلی کنیم، صدای زنگ درب بهشت یاعلی است.

اولین کاری که باید امشب انجام دهیم استماله قلب است، یعنی کاری کنید که دل امیرالمومنین به شما میل کند، اگر امشب دل امیرالمومنین به شما میل کرد یقینا دل امام عصر به شما میل می کند، شرط آن این است که موعظه های امیرالمومنین در دل شما بنشیند.



* آخرین حرف امیرالمومین چه بود؟ کسی میداند؟ نمی دانم چرا این سخنان را بر در و دیوار ها نمی نویسند تا همه بدانند؟ ایشان فرمود: من می روم و از شما فرزندان و شیعیان خداحافظی می کنم اما در برزخ منتظرتان می مانم، حضرت [!] بهجت در توضیح فرمودند: یعنی من بهشت نمی روم مگر اینکه دانه دانه جوانان و شیعیان خودم را با خود می برم، یعنی اگر کسی گناهی کرده است مطمئن باشد امشب علی(علیه السلام) دستش را می گیرد.



*شیخ جعفر شوشتری فرمودند: ما با کارهای زشتمان نمی توانیم به فوز ملاقات علی(علیه السلام) برسیم مگر اینکه این شبها به خود علی(علیه السلام) توسل کنیم و منظور امیرالمومنین این است که سه شب برای شما گذاتشته ام تا بتوانید در این سه شب به فوز دیدار در قیامت برسید.





دیدگاه  •   •   •  1393/04/29 - 01:06
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ