هر بار که می آئی آنقدر از این "در" و آن "در" حرف می زنیم که یادم می رود ... از "پنجره ای" برایت بگویم که هر روز پشت آن ساعت هائی بسیار را چشم انتظار آمدنت می نشینم..
یارو میخواسته سوار هواپیما بشه، بهش میگن: بلیطت کو؟ [!] هم جیب و ساک و همه جا را میگرده بلیطی پیدا نمیکنه، روشو میکنه به مسافرای هواپیما میگه: کسی بلیط اضافه نداره من بعدا پولش رو بهش بدم؟