یافتن پست: #رو

mohammad
mohammad
یکی از دوستانم اومده بود خونمون ، تو اتاقم چشش خورد به گیتار .. گفت : ماله خودته ؟ گفتم : پــ نـــ پـــ ماله محسن یگانست اومده بود پیش من تمرین کنه یادش رفته ببره
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 00:51
+3
mohammad
mohammad
مامان اومده تو اتاقم.میگم وایسادی کولر رو روشن کن.میگه:گرمته؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ روشن کن ببینم اخبار چی میگه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 00:43
+2
mohammad
mohammad
به طرف ایستگاه تاکسی ها رو نشون دادم . میگه : اینا تاکسی اند ؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ نمایندگی سیار ایرانسله
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 00:37
+2
hamid tsh
hamid tsh
دارم كباب درست ميكنم رو منقل و سيخاي كبابو ميگردونم ... اومده خودشو لوس كرده با لحن بچه گونه ميگه عشقم داري كباب درست ميكني؟ پَ نه پَ دارم فوتبال دستي بازي ميكنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 21:54
+2
hamid tsh
hamid tsh
رفتم بچه خواهرمو از مهدكودك بيارم ... مربيه ميگه بچه رو ميبريدش؟ پَ نه پَ همينجا ميخورمش
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 21:52
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
پرسيدم هنگام غروب خورشيد چرا زرد رنگ است؟گفت :از بيم جدايي گفتم عشق چيست ؟گفت آتش است،گفتم مگر ديده اي ؟گفت نه،در آن سوخته ام
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 21:52
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
چه روزگار خوبي بود روزاي خوب بچگي اون روزا كه حرفهاي عشق يرنگي بودو سادگي اون روزا كه دلخوشيمون چندتا مداد رنگي بود حيف كه چه زود تموم شدن چه روزاي قشنگي بود چه قصه هاي خوبي بود قصه هاي مادر بزرگ قصه شاه پريون قصه اون بره و گرگ ببين چه ساده گم شديم تو بازيهاي روزگار از اون روزاي بچگي حالا چي مونده يادگار
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 21:51
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
وقتي دلم تنگه ميرم پشته ابرا زار ميزنم.پس يادت باشه هر وقت بارون رو ديدي بدون دلم واسط تنگ شده يادش به خير وقتي به دنيا امدم اونقدر شوکه شدم که تا دوساعت گريه ميکردم و تا دو سال نتونستم حرف بزنم شايد کسي رو که با تو خنديده فراموش کني...اماکسي رو که با تو اشک ريخته هرگز! شبي پرسيدمش با بي قراري ***به غير از من كسي را دوست داري ز چشمش اشك شد از شرم جاری***ميان گريه هايش گفت آری
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 21:51
hamid tsh
hamid tsh
تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه ... يارو زده به شيشه ميگه آقا شما هم مي‌خواي گاز بزني‌؟ پَ نه پَ من مي‌خوام ليس بزنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 21:50
+1
hamid tsh
hamid tsh
به دوستم ميگم من عاشق اين ماشين شاسي بلندام ... ميگه منظورت پرادو و رونيزو ايناست؟ پَ نه پَ منظورم كاميونو تراكتورو ايناست !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 21:45
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ