یافتن پست: #رو

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

این جواد خیابانی یه جوری به اینا که اومدن تست گزارشگری بدن گیر میده و یه جوری تحقیرانه باحاشون صحبت میکنه انگار نه انگار که خودش خدای سوتیه ...
نمونه ای از فرمایشات استاد :
- هر تیمی که ببازه یعنی اینکه بازی رو باخته!
- حالا یک فرصت تلخ برای چلسی!
- باران هم به شدت می وزه!
- کریم انصاری فرد هیچ نسبتی با برادران انصاری فر نداره! به خصوص با محمد حسن!
- ساعت 1 بامداد امروزه، نه، امروز نیس. دیگه رفتیم تو فردا پس الان فرداست، دیگه نمی تونیم بگیم امروز، الان 1 بامداده فرداس...
ایگواین حمله می کنه... البته کاکا هستش چون ایگواین 20 دقیقه پیش تعویض شد! :|

دیدگاه  •   •   •  1393/01/6 - 13:46
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

به دختر داییم زنگ زدم میگم:سلام!
میگه:سلام کردنت تو حلقم!!
میگم:خوبی؟؟
میگه:احوال پرسیت تو حلقم!!
میگم:چه خبر؟؟
میگه:خبر پرسیدنت تو حلقم!!!
میگم:بسته دیگه لوس بیشعور بی مزه!!
میگه:عصبانیتت تو حلقم!!!
گوشی رو از عصبانیت قطع کردم اس ام اس داده میگه:
قطع کردنت تو حلقم
کثافت اشغال :|

دیدگاه  •   •   •  1393/01/6 - 13:43
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
4 دیدگاه  •   •   •  1393/01/6 - 12:12
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دنیا دنیای نامردیه .دخترو پسر فقط برا یه نیاز رفاقت میکنند و هیچ کس رفاقت نمیکنه برا اینکه تو غم شادی کنار رفیقش باشه.چه دنیای بیخودیه
دیدگاه  •   •   •  1393/01/6 - 11:56
+3
mary jun
mary jun
می خواهم عوض شوم...چرا باید دلتنگ باشم؟
تو باید دلتنگ شوی.... می خواهم آن سیب قرمز بالای درخت باشم
در دور ترین نقطه....
دقت کن رسیدن ب من آسان نیست !
اگر همتش را نداری آسیب ب درخت نرسان ب همان سیب های کرم خورده روی زمین قانع باش !
2 دیدگاه  •   •   •  1393/01/6 - 11:52
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کلاسو گذاشته بودیم رو سرمون (انگار ک وسط کلاس یکی بمب ترکونده باشه)

از شانس قشنگ ما اون روز بازرس اومده بود مدرسه وختی بازرسه از کنار کلاس ما رد شد از بس ک کلاش شلوغ بود عصبانی شد فشارش رفت تا پلوتون ،

اومد تو کلاس ی نفرو بیرون کرد ...


بعد که یه خورده آرووم شد برگشت گفت دبیرتون کو؟


یکی از بچه ها اون ته پاشد گفت :عاقا ا اجازه....انداختیدش بیرون

من :))

بازرس o__*

دبیرمون :ا
دیدگاه  •   •   •  1393/01/6 - 11:48
+2
mary jun
mary jun
غصه هایت ک ریخت تو هم همه را فرامش کن
دلت را بتکان
اشتباهاتت وقتی افتاد روی زمین
بگذار همان جا بماند
فقط از لا ب لای اشتباهاتت ی تجربه را بیرون بکش
قاب کن و بزن ب دیوار دلت
دیدگاه  •   •   •  1393/01/6 - 11:30
+3
mary jun
mary jun
سکوت محکوم ب بی گناهی
یعنی:
بغض
آه
گریه درون
دیدگاه  •   •   •  1393/01/6 - 11:20
+3
fereshte
fereshte
آینده ای خواهم ساخت که "گذشته ام " جلویش زانو بزند...! قرار نیست من هم دل کسی را بسوزانم...!  برعکس کسی را که وارد زنگیم میشود   آنقدر خوشبخت میکنم که هر روزی که جای او نیستی به خودت "لعنت" بفرستی
دیدگاه  •   •   •  1393/01/4 - 23:49
+3
fereshte
fereshte
سیگار نمیکشم  نه اینکه نکشیده ام  آخرین باری که روبه رویم چشمهایش را بست  آخرین نخ را کشیدم .... بعد ترک کردم او را   خاطراتش را  و  سیگارم را ... تمام آنچه را که... آرامم میکرد
دیدگاه  •   •   •  1393/01/4 - 23:42
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ