یافتن پست: #رو

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زنه اومد تو کوچه هندونه به شرط چاقو بخره از وانتی
یارو چاقو زده به هندونه میگه خوبه ؟
گفته خوبه ، از همین یه سالمشو بدین !!!! !!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 17:59
+4
محمد
محمد
هر شب به رختخواب میروم،اما هیچ اطمینانی ندارم که فردا صبح زنده برمیخیزم
با این حال ساعتم را برای فردا کوک میکنم
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 17:55
محمد
محمد
من با تو فهمیدم تو زندگی ی چیزایی رو نباید بگی وقتی زیاد گفتم دوست دارم تبدیل شدم به روزمره گی
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 17:51
+2
محمد
محمد
به سلآمتيـــــــــــــ

همـــــ روزآيـــــــِـــ خوبيــــــــ که ندآشتيــــم... !
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 17:48
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 17:48
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺳﻤﺖ چپ ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻪ ﮐﻤﮏ ﺍﻭﻥ ﺳﻤﺖ راستیه
ﺩﻫﻨﺶ ﺳﺮﻭﯾﺲ ﺷﺪ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻧﻮﺷﺖ :|
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 17:47
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختره پست گذاشته: مُردم از تنهایی ، پسره زیرش نوشته: " "
عــآآآآدرس بده با بچه محلا بیایم خونتون از تنهایی در بیای !!

واقعا وقتی این پسرای با معرفت كه به فكره بچه محلاشون هستن رو

میبینم بغض راه گلومُ می بنده...

ببخشید اشك نمیزاره مانیتورُ ببینم(من یه همچین آدمــ احساسی هستم )
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 17:44
+5
محمد
محمد
تو اروپا دختـره میره بیـرون
با یکــم آرایــش ،
تو ایــران آرایـش میاد بیرون
بـا یکـم دختـر !
4 دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 17:43
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مامانم میگه آب جوش میریزی بسم ا...بگو!
ممکنه بریزی روی بچه جن!میگم:آخه مادر من!
مگه جنها بیکارن بچه شونو بیارن تو
ظرفشویی ما؟
میگه:خب بچن دیگه!
شیطونن خودشون میان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 17:42
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی از فانتزیام به وقوع پیوست!

مامانم از بیرون اومد تا اومد از چیپسم برداره گفتم:
اول دستتو بشور!! آقا یَک حالی داد که نگو....

فقط یکم شکستگی پاهام اذیتم میکنه ؛
ولی تمام کبودیام خوب شده
تازه دکتر گفته هفته دیگه گچ دست و پامم باز میکنه
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 17:38
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ