AmirAli
ای روزگار
من راههای نرفته بسیار دارم . . .
اما با تو یکی ، زیاد راه آمده ام . . ..
AmirAli
خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند… حیف که من زاده ی امروزم ! خدایا جهنمت فرداست…چرا من امروز میسوزم؟!
AmirAli
مدتی می گذرد از تو ندارم خبری
چه کنم ناله من هیچ ندارد اثری
شب و روز از غم تو پریشان حالم
نه نشانی ز تو آمد نه پیامی جانم
AmirAli
چشم چشم دو ابرو نگاه من به هر سو نگاه خیس تو کو؟
گوش گوش دو تا گوش یه دست باز یه اغوش بیا بگیر قلبمو؛
یادم تو رو فراموش