یافتن پست: #رو

AmirAli
AmirAli
دختره اومده تو اسباب بازی فروشی. برگشته میگه :این پلنگ صورتیتون رنگ بندیم داره؟؟؟یعنی داغون شدما!!میفهمی؟؟داغون
دیدگاه  •   •   •  1392/08/3 - 12:10
+2
Sanaz Arzani
Sanaz Arzani
بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می کوبد رونده باش
امید هیچ معجزه ای از مرده نیست، پس زنده باش ...

دیدگاه  •   •   •  1392/08/3 - 11:52
+5
sayeh
sayeh
پرواز کن انگونه که میخاهی....
وگر نه پروازت میدهند انگونه که میخا هند...........
دیدگاه  •   •   •  1392/08/3 - 11:48
+4
Sanaz Arzani
Sanaz Arzani
پیروزی یعنی :
توانایی رفتن از یک شکست، به شکستی دیگر
بدون از دست دادن اشتیاق ...
دیدگاه  •   •   •  1392/08/3 - 11:39
+5
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
نگاهت را جرعه جرعه می نوشم و بغض هایت را نوازش میکنم تا پنجره باز شود و بیقراریت پرواز کند ، نگاهت را ببخش
دیدگاه  •   •   •  1392/08/3 - 11:38
+2
Sanaz Arzani
Sanaz Arzani

چه شـباهـت متـفـاوتی بـین ماسـت…!!!


تـو دل شـکـسـتـه ای ،من دلــشــکـسـتـه ام ..


 


گفتی:


شاید برگشتم..


هنوز زنده ام!


به امید همان “شاید” ..


 


آرامشی ملیح در گوشه چشمانم..


مانند بارانی بروی شیروانی..


اما…


ناودان ندارد..!!


غصه هایم درون سینه ام به چاه میروند


 


درگیر جنگ تن به تنم با تنی که نیست…


دارم شکست میخورم از دشمنی که نیست…


 


خواهش دارم روبه روی من نمان ،

عبور کن ،اگر نمی خواهی بر تیره بختی من گواهی دهی


کوچه را طی کن


و در انتهای کوچه محو شو ،

همان گونه که آدم های خوشبخت محو می شوند...


 


دلم یک دنیا تنهایی میخواهد

با یه عالمه تو

و تمام گوشه کنارهای آغوشت


 


شازده کوچولو می گفت:


گل من گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغرور بود


اما ماندنی بود


همین بودنش بود که او را تبدیل به گل من کرده بود


 


 


توقع زیادی نیستــ خواستن امنیت آغوش


تــــــــــــــو


و....


عشقی که زیر خطـ کمـــربنـد نباشــــــد


!!!!!


!!!!!


عشقی که زیر خطـ کمـــربنـد نباشــــــد


و....


تــــــــــــــو


توقع زیادی نیستــ خواستن امنیت آغوش

دیدگاه  •   •   •  1392/08/3 - 11:34
+6
AmirAli
AmirAli
به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج میشد.بمن گفت:نرو  که بن بسته!گوش نکردم.رفتم. وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم.پیر شده بودم!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/3 - 11:30
+3
AmirAli
AmirAli
اگر درد داری تحمل کن روی هم که تلنبار شد دیگر نمیفهمی کدام درد از کجاست...کم کم خودش بی حس میشود...!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/3 - 11:26
+3
Sanaz Arzani
Sanaz Arzani
هنوز به دیدار خدا می روند ... خدایی که در یک مکعب سنگی خود را حبس کرده !!

 

خدا همین جاست ، نیازی به سفر نیست !

 

خدا همان گنجشکی است که صبح برای تو می خواند ،خدا در دستان مردی است که نابینایی رااز خیابان رد می کتد ،

 

خدا در اتومبیل پسری است که مادر پیرش را هر هفته برای درمان به بیمارستان می برد ،

 

خدا در جمله ی " عجب شانسی آوردم"است !!

 

خدا خیلی وقت است که اسباب کشی کرده و آمده نزدیک من و تو!!

 

خدا کنار کودکی است که می خواهداز فروشگاه شکلات بدزد !!

 

خدا کنارساعت کوک شده ی توست، که می گذارد 5 دقیقه بیشتر بخوابی!!

 

از انسانهای این دنیا فقط خاطراتشان باقی می ماند و یک عکس با روبان مشکی ، از تولدت تا آن روبان مشکی ، چقدر خدا را دیدی ؟!

 

خدا را 7 بار دور زدی یا زیر باران کنارش قدم زدی ؟

 

خدا همین جاست ، نه فقط در عربستان!

 

خدا زبان مادری تو را می فهمد ، نه فقط عربی را !.......... خدایا دوستت دارم...!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/3 - 11:24
+5
AmirAli
AmirAli
خسته ام پینوکیو اینجا آدمها دروغهای شاخدار میگویند بعد دماغ خود را جراحی پلاستیک میکنند!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/3 - 11:20
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ