یافتن پست: #زندگی

saman
saman
زندگی بار گرانی ست

که بر پشت پریشانی توست...


کار آسانی نیست


نان درآوردن و غم خوردن و عاشق بودن...


پدرم


کمرم از غم سنگین نگاهت خَم باد...


 


(مجتبي كاشاني)

دیدگاه  •   •   •  1392/06/28 - 17:09
+2
ساناز
ساناز

میدونید سگ ها چرا ازدواج نمیکنن؟؟ چون همینجوریشم یه زندگی سگی دارن...!!!

دیدگاه  •   •   •  1392/06/28 - 11:59
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
زندگی چون قفسی است قفسی تنگ پر از تنهای و چه خوب است لحظه غفلت ان زندانبان بعد از ان هم پرواز................
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 23:17
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چی قشنگ تر از .. ؟؟
تــــــو رو دوست داشتن
تــــــو رو بوسیـــــــدن ..
کنار تـــــو نفس کشیدن
کنار تـــــو بیدار شدن
کنار تـــــو خوابیـــــدن
لمس دســـــــتان تـــــو
نگاه به چشــمان تـــــو
چه آرامشی داره این زندگی
فقــــط در کنــــــــــار تــــــو . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 21:45
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 21:43
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
روزگارا :تو اگر سخت به من میگیری،
با خبر باش که پژمردن من آسان نیست،
گرچه دلگیرتر از دیروزم،
گر چه فردای غم انگیز مرا میخواند،
لیک باور دارم دلخوشیها کم نیست
زندگی باید کرد ...!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 21:39
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از انچه که گذشت.از انچه که شکست.از انچه که نشد.از انچه که ریخت.حسرت نخور!زندگی اگر اسان بود با گریه اغاز نمیشد...!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 21:16
xroyal54
xroyal54
یکی از دردآور ترین لحظه های زندگی اون موقع س که سر جلسه امتحان نشستی و همه بغل دستیات دارن با ماشین حساب کار میکنن و تو حتی نمیدونی کدوم سوال ماشین حساب میخواد!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:35
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عوارض جانبی بعد از یک شکست عشقی چیه ؟

در آوردن گوشی از حالت سایلنت !

نبردن گوشی به دستشویی و حمام !

از رمز درآوردن اینباکس گوشی !

پاک کردن آثار جرم !

خواب راحت …

زندگی راحت …

آرامش همراه با گریه !

تموم نشدن شارژ ایرانسل بعد 6 ساعت !.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:31
+2
saeed
saeed

دوست دارم پرواز کنم تا که از میان ابرها بگذرم و به وسعت عشق تو دست یابم


دوست دارم که تنها در گوشه ای خلوت گزینم تا که شاید ذره ای از زجرهایت را حس کنم


دوست دارم در نگاه عاشقت قرق شوم تا که شاید گرمی اشکهایت را لمس کنم


دوست دارم زیر دوش آب سرد ساعتی بی اختیار بایستم تا که شاید تلخی آن لحظه را زندگی کنم


دستم را در زیر خاکستر خاموش عشقت فرو بردم اما سوختم


سوختم از آتش روشن زیر خاکسترت

دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:26
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ