یافتن پست: #زندگی

`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
ﯾﻪ ﻧﻔﺮﻡ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﻫﻤﺶ ﺩﺭﮔﯿﺮﻣﻮﻥ ﮐﻨﻪ .
ﻣﺎﻫﻢ ﺑﮕﯿﻢ ﭘﺴﺮ ﺑﺮﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺑﺮﺱ .
ﺍﻭﻧﻢ ﺑﮕﻪ ﻻﻣﺼﺐ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻦ ﺗﻮﯾﯽ : ﺍ
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 18:58
+11
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
و نیستی اما من برایت چای می ریزم
دیروز هم ... ... نبودی که برایت بلیط سینما گرفتم
دوست داری بخند دوست داری گریه کن
و یا دوست داری مثل آینه مبهوت باش
مبهوت من و دنیای کوچکم دیگر چه فرق می کند باشی یا نباشی
من با تو زندگی می کنم...!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:31
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
همیشه آخرین سطر برایش می‌‌نوشتم
روزی بیا که برایِ آمدن دیر نشده باشد "
می‌ نوشتم" روزی بیا که هنوز دوستت داشته باشم
که هنوز دوستم داشته باشی‌ "
می‌ نوشتم در نبودنت به تمام ذرات زندگی‌ کافر شده ام
جز ایمانِ به بازگشتِ تو
امروز می‌‌نویسم یقینا آمده است
ولی‌ روزی که من از هراسِ دیوار ها
خانه را که نه خودم را ترک کرده بودم .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:08
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چه حس قشنگیه وقتی میشی مَحرمِ دل یکی ..

یکی ک بهش اعتماد داری ..

بهت اعتماد داره ..

از دلتنگی هاش برات میگه ..

از دلتنگی هات براش میگی ..

آروم میشه .. آروم میشی ..

حسی ک هیچوقت ب تنفر تبدیل نمیشه ..

این حس مثل قطره های بارون پاکه ..!!

همچین آدمی رو تو زندگیتون دارین؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:47
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی از بزرگترین دغدغه های زندگیم اینه که وقتی یکی داره باهام حرف می زنه تو کدوم چشمش بایدنگاه کنم؟!
راست؟:|
چپ؟:|
وسط پیشونیش؟:|
دماغش عایا؟:|
هیچکدام :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 15:19
nanaz
nanaz
سخت است
سخت است درک کردن دختری که غم هایش را خودش میداندودلش
که همه تنها لبخندهایش را میبینند
که حسرت میخورند بخاطرشادبودنش
بخاطرخنده هایش
وهیچکس جزهمان دخترنمیداندچقدرتنهاست
که چقدر میترسد
ازباختن
ازاعتمادِبی حاصلش
ازیخ زدن احساس وقلبش
اززندگی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 02:03
+6
nanaz
nanaz
برای انچه که دوستش داری از جان باید بگذری بعد ،می ماند زندگی و آنچه که دوستش داشتی...
قول میدهم لام تا کام حرفی نزنم فقط بگذار از دال تا میم بگویم ،بگذار بگویم "دوستت. ارم"دیگر لام تا کام حرفی نمیزنم.
تو مرا نادیده بگیر...ومن بدنم روز به روز کبودتر میشود از بس ...خودم را میزنم به نفهمی...!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 01:38
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

گاهی زندگیمان را مدیون کسی هستیم که به ما جواب رد داده


دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 00:22
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

از این شب های بی پایان، چه می خواهم به جز باران
که جای پای حسرت را بشوید از سر راهم نگاه پنجره رو به کویر آرزوهایم و تنها غنچه ای در قلب سنگ این کویر انگار روییده...
به رنگ آتشی سوزان تر از هرم نفسهایت،
دریغ از لکه ای ابری که باران را به رسم عاشقی بر دامن این خاک بنشاند نه همدردی،
نه دلسوزی، نه حتی یاد دیروزی... هوا تلخ و هوس شیرین
به یاد آنهمه شبگردی دیرین،

میان کوچه های سرد پاییزی
تو آیا آسمان امشب برایم اشک می ریزی؟
ببارو جان درون شاهرگ های کویر آرزوهایم تو جاری کن که من دیگر برای زندگی از اشک خالی و پر از دردم ببار امشب!
من از آسایش این سرنوشت بی تفاوت سخت دلسردم
.
ببار امشب که تنها آرزوی پاک این دفتر گل سرخی شود روزی!
ودیگر من نمی خواهم از این دنیا نه همدردی،
نه دلسوزی، فقط یک چیز می خواهم!
و آن شعری
به یاد آرزوهای لطیف و پاک دیروزی...  

دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 23:37
+7
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود با خودش گفت : هی ! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره ! و موهاشو بافت و روز خوبی داشت ! فردای آن روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود هی ! امروز فرق وسط باز میکنم این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت پس فردای آن روز تنها یک تار مو رو سرش بود اوکی امروز دم اسبی میبندیم همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد! روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!! فریاد زد : ایول !!!! امروز درد سر مو درست کردن ندارم !

همه چیز به نگاه تو برمیگرده ! هر کسی داره با زندگیش میجنگه
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 23:25
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ