یافتن پست: #زن

hadith
hadith
مطمئن باش و برو ضربه ات کاری بود ، و چه زشت به من و سادگیم خندیدی ، دل من سخت شکست به تو عشقی پاک که پر از یاد تو بود و به یک قلب یتیم که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود ، تو برو و برو تا راحتتر تکه های دل خود را سر هم بند زنم...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 01:12
+5
ronak
ronak
من زنم
وفتی خسته ام
وقـتـی کلافه ام
وقتی دلتنگم
بشقاب ها را نمی شکنم
شیشه ها را نمی شکنم
دلت را نمی شکنم
در این دلتنگیها
زورم به تنها چیزی که می رسد
این بغض لعنتیست!!!!!!!!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 00:53
+7
امید
امید
از کسانی که …

ازکسانیکه از من متنفرند سپاس، آنها مرا قوی تر میکنند.
از کسانی که مرا دوست دارند ممنونم، آنان قلب مرا بزرگتر می کنند.
ازکسانی که مرا ترک میکنند متشکرم، آنان به من می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست.
از کسانی که با من میمانند سپاسگزارم، آنان به من معنای دوست واقعی را نشان می دهند.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 00:52
+3
benyamin
benyamin
طرح تعويض زنهاي فرسوده اعلام شد . خديجه مروت نصرت اعظم فخری تحويل دهيد ، الناز بهناز و مهناز و پارمیدا را با مانتوي كوتاه مد روز تحويل بگيريد !!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 00:51
+1
benyamin
benyamin
زن و شوهري براثر كازكرفتكي جان باختند...
شهروند گرامي تا بوس هست گاز چرا ؟!{-21-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 00:45
+2
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
رابطه هاى امروزى :
مى تونيد به همديگه دست بزنيد ، ولى نمى تونيد به گوشى هاى همديگه دست بزنيد..!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 00:42
+4
saeed
saeed
من برای آنها که دوستم دارند زندگی میکنم...

آنها که مرا همانگونه که هستم می شناسند...

برای تمام خوبیهایی که میتوانم انجام دهم....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 00:36
+2
aB'Bas S
aB'Bas S
من يه آشنايي دارم اسم فاميلش آزاديه! يه دختر و پسر داره اسم دخترش آزاده و اسم پسرش هم آزاد! اسم زنش هم رهاست! فقط اسم خودش با خانوادش تناسب نداره. ميگه مي خوام اسم خودم رو بذارم ول كه با باقيه خانوادم ست بشم! مي گم چون پدر خانواده اي اسم ول خيلي مناسب نيست بهتره اسمت رو بذاري ولنگار كه هم به نقشت بخوره هم به خانوادت!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 00:32
+5
hadith
hadith
در خیالم پشت سرت آب ریختم نه برای اینکه برگردی
تا پاک شود

هرچه رد پای توست از زندگی...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 00:28
+6
aB'Bas S
aB'Bas S
من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم

دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم

قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم

عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم

کودکان را دوست دارم ولی از آئینه می ترسم

سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم

من می ترسم پس هستم

این چنین می گذرد روز و روزگار من

من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم

(حسین پناهی)
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 00:27
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ