عسل ایرانی
در زندگی باید حسابگر بود، اما نباید روی دیگران حساب کرد...!
شاهین
از یکی میپرسن شیشه چه جوری ساخته میشه میگه به پشم شیشه واجبی میزنن
شاهین
از یکی میپرسن شیشه چه جوری ساخته میشه میگه به پشم شیشه واجبی میزنن
mehdi
مرد ها سکوت نمي کنن...!
**فقط داد ميزنن**...
نمي تونن وقتي که ناراحت هستن...!
گريه کنن و بهونه بگيرن...!
فقط داد ميزنن...!
... ... ... اونا نمي تونن به تو بگن من رو بغل کن تا آروم شم...!
فقط داد ميزنن...!
نمي تونن بگن دلشون مي خواد تو آغوشِ تو گريه کنن...!
فقط داد ميزنن...!
ممکنِ خيلي تو رو دوست داشته باشن...!
اما نمي تونن صداشون رو مثل دختر بچه ها کنن و جيغ بزنن و بگن...!
عاشقتم...!
فقـــــــــــط داد ميزنن...!
اون همه اينا رو قورت مي ده که بگه يه مردِ...!
يه آدمِ محکم که مي تونه تکيه گاهت باشه...!
چون فقط داد ميزنه...!
از دادش دلگير نشو...!
گاهي دلش اونقدر ميگيره که فقط...!
داد ميـــــــــــــ ـــزنه...!ادامه ...—
ali rad
شبگردی میکنم. اما صدای نفسهایت را از پشت
هیچ پنجره و دیواری نمیشنوم. آسوده بخواب نازنینم،
شهر در امن و امان است ... تنها خانهی من است که در آتش میسوزد...
sasan pool
وقتی فراستی میشود منتقد شماره یک مجلات و تلویزیون/ وقتی حوزه هنری به خاطر حضور زرین کلک در یک جشنواره عذر خواهی میکند تا به سرنوشت خانه سینما دچار نشود
وقتی همه بسیج میشوند تا قلاده های طلایشان را به گردن سینما بیاندازند.... این اسکار لذت بیشتری دارد
سینمایی که به پناهی اش پناه ندهد/ وقتی رسول اف اجازه به انجام رساندن رسالت هنری اش را ندارد، باید که کیمیایی، کیمیای گمشده اش را در اسطوره های دهه پنجاه بجوید
"نسل ما خواست نفهم بماند .... اما نشد"
و به همین خاطر میفهمد که این نسل آنقدر اسطوره ندارد که همین یکی دو تایش را هم از دست بدهد
آن روزی که فراستی نامی، بی شرمانه "جرم" کیمیایی را استمناء خواند، برای نسل خود گریستم
نسلی که می تواند/ اما نمیگذارند
سحر
قرار نیست من اونجوری زندگی کنم که دنیا دوست داره خب قرارم نیست دنیا هم اونجوری بچرخه که من دوست دارم