یافتن پست: #زن

ronak
ronak
رستم خنجر را کشید که سینه ی سهراب را بدرد که سهراب گفت، میخواهی مرا بکشی؟ پــــ نـــ پــــ خنجرمو نگاه واسه زنجانه، اصلیم هست، خریدم سر توپ خونه 8 تومان باورت میشه؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 12:07
ronak
ronak
غضنفر میفته دنبال دختره با سنگ میزنه توسره دختره.

دختره بهش میگن دیوونه چی کارمیکنی ؟ میگه خوب مختو زدما !!!{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 12:03
ronak
ronak
غضنفر شهردار می شه، صبح زود برای افتتاح پروژه ساختمانی می ره عصر می شه … « شب می شه … ولی خبری ازش نمی شه . نصفه شب خاک آلود و خسته می ره خونه زنش می پرسه: کجا بودی تا این وقت شب ؟ غضنفر می گه: والله موقع کلنگ زدن، مردم ... تشویقم کردن، منم یواش یواش بدنم گرم شد و زیر زمینش رو کندم !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 12:00
ronak
ronak
تو شهر غضنفر اینا برای اولین بار چرخ فلک نصب می کنن. غضنفر به شهرداری زنگ می زنه می گه دستتون درد نکنه، از وقتی پنکه بزرگه رو نصب کردین هوا خیلی خنک شده!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 12:00
محمد
محمد
صفر را بستند تا ما به بیرون زنگ نزنیم: از شما چه پنهان: ما از درون زنگ زده ایم ...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 02:21
+1
حمید
حمید
در SMS
در زندگی راه های زیادی برای رسیدن به ازادی وجود دارد فقط باید بهای انرا پرداخت .....
از رسالت 500 تومان . از انقلاب 300 تومان ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 02:00
حمید
حمید
یک اندیشه زیبا و مثبت یک بهشت را در زندگی میسازد و یک اندیشه منفی و یاس آور جهنمی را در دنیای انسان خلق
میکند.انسانها آنچه را بیاندیشند خلق میکنند.دنیای انسان دنیای خلق اندیشه های اوست.فرق بین انسانها ،فرق در نظام

تفکر آنهاست.فقر نتیجه فکر فقیرانه و ثروت حاصل فکر ثروت جویانه یک انسان دیگر ست…انسانها همان هستند که

میاندیشند….حال تو به چه می اندیشی؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 01:29
+1
حمید
حمید
هر جا که هستید همان جا نقطه آغاز است,

تلاش بیشتر امروز,سازنده ی فردای متفاوت شماست.
« اندرو متیوس »
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 01:28
حمید
حمید
هیچ قدرتی در عالم بزرگتر از قدرت عشق نیست.احساس عشق بالاترین فرکانسی است که می توانی از خودت ساطع کنی.اگر می توانستی هر فکرت را در لفاف عشق بپیچی،اگر می توانستی هر چیز و هر کس را دوست داشته باشی،زندگی ات متحول می شد.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 01:09
امید
امید
وقتي خواستم زندگي كنم، راهم را بستند.
وقتي خواستم ستايش كنم، گفتند خرافات است.
وقتي خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتي خواستم گريستن، گفتند دروغ است.
وقتي خواستم خنديدن، گفتند ديوانه است.
دنيا را نگه داريد، ميخواهم پياده شوم…
علی شریعتی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 00:51

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ