ronak
شب قراریست
که ستاره ها برای بوسیدن ماه می گذارند
و چه زیباست شرم زمین
که خودش را به خواب می زند . . .
sasan pool
با همه ی بی سر و سامانی ام
باز به دنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام
دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده ام تا تو بسوزانی ام
آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا که بگیری و بمیرانی ام
خوب ترین حادثه میدانمت
" خوبترین حادثه می دانی ام "
حرف بزن ابر مرا باز کن
دیرزمانی است که بارانی ام
حرف بزن حرف بزن سالهاست
تشنه ی یک صحبت طولانی ام ...
سحر
آدم هـا می آینـد زنـدگی می کننـد می میـرنـد و می رونـد ... امـا فـاجعـه ی زنـدگی تــو آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه آدمی می رود امــا نـمی میـرد! مـی مـــانــد و نبـودنـش در بـودن ِ تـو چنـان تـه نـشیـن می شـود کـه تـــو می میـری در حالـی کـه زنــده ای ..
sasan pool
شبگردي ميکنم. اما صداي نفسهايت را از پشت
هيچ پنجره و ديواري نميشنوم. آسوده بخواب نازنينم،
شهر در امن و امان است ... تنها خانهي من است که در آتش ميسوزد..
نیوشا
زندگی تنها نفس کشیدن نیست . زندگی راستین زمانی است که نفس انسان می گیرد!
sasan pool
صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینهی آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن میروید ...
sasan pool
نه چتر با خود داشتي
نه روزنامه
نه چمدان..
عاشقت شدم!
از کجا بايد ميفهميدم مسافري..؟
سحر
دیروز خاطره ای بیش نیست و
فردا فقط یک رویاست
اما اگر امروز را خوب زندگی کنی
تمام دیروزهایت به خاطر خوش
وتمام فرداهایت
به
رویاهای امید تبدیل خواهد شد
بنابراین امروز را دریاب
امروز
آغاز طلوع است.