یافتن پست: #زن

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
شنا بلد نیستم طرف هولم داده تو آب دارم غرق میشم و دست و پا میزنم. می پرسه یعنی شنا بلد نیستی؟ می گم: پـَـــ نــه پـَـــ ! با آب شوخی دارم، داره قلقلکم میده
دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 02:24
+4
عسل ایرانی
عسل ایرانی
طلا را به وسيله آتش......زن را به وسيله طلا ........و مرد را به وسيله زن امتحان کنيد.
فيثاغورث
دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 02:20
+8
sasan pool
sasan pool
این آهنگ داستان حال و روز من هست.واقعا به شاعرش تبریک میگم.از وقتی که شنیدم همینجوری دارم گریه میکنم.و حسرت می خورم.این سایت فایل صوتیشو قبول نمی کنه.نمیدونم چرا ولی متن شعرش در دید گاه براتون میزارم.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 23:02
+5
حمید
حمید
مردي تصميم گرفت همه گرفتاريهايش را به دريا بسپارد اما هر كاري كرد زنش سوار قايق نشد!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 20:34
+3
حمید
حمید
زن: تموم بچه ها عقلشونو از من به ارث بردن مرد: ... حق با توست، چون عقل من سر جاشه!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 20:25
+4
حمید
حمید
بچه از باباش مي پرسه: بابا! تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگي مي كنند يا با هم هستن؟ باباهه مي گه: بچه جون! اگه زنها با شوهراشون يك جا باشن كه اونجا ديگه بهشت نمي شه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 20:24
+1
حمید
حمید
ماشين رو پارك كردم شمارمو گذاشتم زير برف پاك كن، زنگ زده ميگه پرايد مال شماست؟ په نه په بي ام و بقلي مال منه ! شماره مو گذاشتم رو پرايده ريا نشه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 20:23
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دارم تند تند تایپ می کنم صداش پیچیده کل اتاق، داداشم اومده میگه داری تایپ میکنی؟ گفتم: پـَـــ نــه پـَـــ شاطر نون بربری هستم دارم خمیرشو پنجه می زنم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 20:16
+2
حمید
حمید
يه روز يكي زنگ ميزنه يه جايي ميگه : ببخشيد آقا اونجا شماره 2222222 است؟ طرف ميگه: بله.. بفرمايين !! ميگه آقا ميشه به آتش نشاني زنگ بزنيد ... بگيد انگشت من توي شماره 2 گير كرده..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 19:09
+2
حمید
حمید
به زندگى بخند . . بخند . . بخند . . خوب بسه ديگه نيشات و ببند !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 18:59

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ