یافتن پست: #زن

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
معلم خصوصی فیزیکم اومده خونمون میگه : خب...امروز قرار بود فیزیک کار کنیم!!!!!!!!! پـَـــ نــه پـَـــ تو رو خدا بیا و دین و زندگی کار کن
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 01:30
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
میگه کچل ها هم شامپو به سرشون می زنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ از شیشه پاک کن اتک استفاده می کنن
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 01:29
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفته بودیم زیارت امام رضا.یه نفر داشت بلند بلند دعا میکرد گوشمونو کر کرد. میگم :میشه شما دعا نکنی؟ میگه چون: فریاد میزنم میگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ چون الان شلوغه میترسم حاجتا قاطی بشه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:59
reza
reza
اینم واسه [!] ناظمی! دانش آموز: آقا اجازه؛ شكل دايناسورها رو از اسكلت‌هاي باقي مونده از اونها حدس مي‌زنن؟ معلم: پـَـــ نــه پـَـــ ميدن به جنتي از روي خاطرات ذهنيش، طراحي كنه !!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:58
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
گدائه میره دم خونه پیرزنه. پیرزنه میگه:ایییییش بازم اومدی گدایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گدا: پـَـــ نــه پـَـــ میخواستی بیام خواستگاریت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:58
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
بهش میگم میشه مبحث خازن رو واسم توضیح بدی؟ میگه:مبحث خازن فیزیک دیگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ مبحث خازن دین و زندگی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:56
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دوستم زنگیده میگه:زهرا دلم خیلی برات تنگ شده,عصر خونه ای بیام ببینمت؟ میگم:چون خیلی وقته منو ندیدی دلت برام تنگ شده؟؟؟؟؟ میگه: پـَـــ نــه پـَـــ ـ کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه،میدونی که یه عادت نیست فقط دوست داشتن محضه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:56
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
خونه خالم اینا بودیم مهمون اومد براشون.به دختر خالم میگم کیه؟ میگه شوهر عمه هامن.میگم:با زن هاشون(عمه هاش)؟؟؟؟؟؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ با دوست دختر هاشون.اومدن دوست دختر های جدیدشونو معرفی کنن
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:43
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
مای بیبی مهربونه مای بیبی پـَـــ نــه پـَـــ مای بیبی خشنه خیلی هم خشنه تازه هر روزم کتکت می زنه نامرد.بهش اعتماد نکن
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:43
rAmin
rAmin
خروسه بالای دیوار بوده، یه دفعه از توی خیابون یه ماشین حمل مرغ زنده رد میشه، خروسه داد میزنه: بچه‌ها بیایین، سرویس دخترا اومد{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:38
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ