یافتن پست: #زن

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
زنهشیکمش اومده جلو ، رفیق ما میپرسه این حامله س؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَـ این زن آقاگرگه اس، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده شوهرش
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 14:13
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
شمعهای ماشینم سوخته,رفتم تعمیرگاه…میپرسه عوضشون کنم؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــ فوتشونکن تا صد سال زنده باشی.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 14:12
+3
امیرحسین
امیرحسین
حتما حتما حتما بخونید: شرافت به پول نیست مردانگیم به اندام نیست: دیروز میدان نبوت پشت چراغ قرمز بودم یه ماشین شاسی بلند حدود 100 میلیونی کنارم بود یه دخترک خیلی محترمی داشت به ماشینا گل میفروخت شیشه ماشینارم دستمال میکشید.به این ماشین گرونه که رسید طرف زود شیشه رو داد بالا دختر اومد شیشه تمیز کنه یارو شیشه رو داد پایین داد زد که الان کارواش بودم کثیفش کردی دست نزن...دختر اومد یه 5هزار تومنی انداخت تو ماشین گفت این پول کارواشت اگه بیشتر شد فردا بیا باقیشو بگیر امروز اینقدر کار کردم.چراغ سبز شد هر ماشینی که از کنار یارو رد میشد یه بوق یه نگاهه معنیدار بهش میکرد.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 14:10
+4
gamer
gamer
يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ، سينه ميزنه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 13:44
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
با ماشین افتادیم ته دره یارو میگه زنگبزنم آمبولانس بیاد؟ پـَـَـنــه پـَـَــــ یه مشکل درون خانوادست خودمون حلش میکنیم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 13:44
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
از خونه زنگ زدم فست فود غذا بیارن، طرفمیگه بفرستم واستون؟ پـَـَـنــه پـَـَــــ آپلود کن، لینکش رو بده، دانلود میکنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 13:43
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم دستشویی عمومی در میزنم میگم یکمسریع تر. میگه شمام دستشویی داری؟ پـَـَـنــه پـَـَــــ اومدم ببینم شما کم و کسری نداری ؟!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 13:41
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم دنبال دوستم، زنگ خونه رو زدم میگممنتظرم، میگه بیام پایین؟ میگمپـَـَـ نــه پـَـَــــ بیا بالا پشت بوم، با هلیکوپتر اومدم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 13:41
ronak
ronak
دلم که می گیرد کودک می شوم ... کفش هایم تا به تا می شوند ... دستانی می خواهم که آرامم کنند ... مهربوونی که به فکر دلتنگی هایم شود ... و گلویی که بغض امانش را نبرد ... بهانه گیر می شوم ... نق می زنم که این را می خواهم .... که آن را می خواهم ... ولی هیچکس نمی داند ؛ که به جز تو هیــــــــچ نمی خواهم ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 12:59
+1
مهسا
مهسا
دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آنها اعتقاد دارد را به او باز مى‌گرداند. تفاوت‌ها در روش نگاه کردن به زندگى است.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 05:24
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ