یافتن پست: #زن

مومنی را ندا آمد: هر آرزوئی داری بگو تا برآورده شود
گفت: اقیانوس را آسفالت خواهم ندا آمد: سخت است آرزوی دیگر کن
گفت: قدرتی خواهم تا زنان را خوب شناسم
ندا آمد: اقیانوس را 2 بانده می خواهی یا 4 باند ؟!؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 19:42
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خواستگاری

می خوام ادامه تحصیل بدم: حالم ازت به هم می خوره .
گذشته شما برام مهم نیست، مهم آینده است: تو رو خدا یه وقت راجع به گذشته من تحقیق نکن .
من در رابطه با حجاب سخت گیر نیستم: البته حواست باشه فقط در رابطه با حجاب سایر زنها سختگیر نیستم!
فکر کنم خونواده های ما از نظر فرهنگی به هم نخورن: فکر کنم شما بی فرهنگها از پشت کوه اومدین.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 19:37
+2
saeed
saeed
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 19:35
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کیا یاد شونه گرگم به هوا بازی میکردیم لحظه ای که گرگ دنبال کسی دیگه بود و ما هم آزاد روی زمین بودیم چه حالی میداد، حس آزادیش از اینکه بعد از ۲۰ سال از زندان آزاد بشی بیشتر بود!
هی جوونی کجایی که یادت بخیر ....
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 19:35
+1
saeed
saeed
دلم برات تنگ شده
اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم...
به فاصله ها فكر نمی كنم...ميدونی چرا؟؟
آخه... جای نگاهت رو نگاهم مونده...
هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم...
رد احساست روی دلم جا مونده ...
ميتونم تپشهای قلبت رو بشمارم...
چشمای بی قرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن...
حالا چطور بگم تنهام؟ چطور بگم تو نيستی؟

چطور بگم با من نيستی؟...
آره!خودت ميدونی... ميدونی كه هميشه با منی...
ميدونی كه تو،توی لحظه لحظه هاي من جاری هستی...
آخه...تو،توي قلب منی...آره!
تو قلب من...برای همينه كه هميشه با منی...
براي همينه كه حتی يه لحظه هم ازم دور نيستی...
براي همينه كه می تونم دوريت رو تحمل كنم...
آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...
هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم...
ديگه نميتونم تحمل كنم...
دستامو می ذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم...
دستامو كه بو ميكنم مست ميشم... مست از عطرت.
صداي مهربونت رو میشنوم...و آخر همهء اينها...
به يه چيز ميرسم...به عشق و به تو...آره...به تو...
اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...
اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم...
اونوقت ديگه تنها نيستم
حالا من اين تنهايي رو خيلي خيلي دوسش دارم...
به اين تنهايي دل بستم...حالا ميدونم كه اين تنهايی خالی نيست...
پر از ياد عشقه... پر از اشكهای گرم عاشقونه...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 19:31
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 19:27
+1
saeed
saeed
من از نيش زبان گاه و بي گاهت، کمي رنجيده ام
ازنمک پاشيدنت بر زخم هايم هم، کمي رنجيده ام
گرچه اين بي مهريت از روي اجبارست ، ليک
باز از سردي گفتارت، ولي رنجيده ام
قصه هاي دل سپردن را تو مي داني عزيز
چون تو بيگانه شدي با غصه ها ، رنجيده ام
گرچه ما جرمي نکرديم وجدايي سهم ماست
فاصله عادت شدت، از اين يکي ، رنجيده ام
گرچه اين زخم زبان ديگران عادت شده
تا کجا؟ تا آسمان از دستشان، رنجيده ام
باز هم بي خوابي وبي تابي من را نبين
اين دروغي بيش نيست، کز دست تو رنجيده ام
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 19:18
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چرا مردا عینک آفتابی میزنن ؟ . . .

۷% : بخاطر نور خورشید

۲۳% : بخاطر اینکه ظاهر باحالی داشته باشن

۷۰% : نمیخوان بقیه بدوونن دارن به کجا نگاه میکنن
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 19:12
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥



این پسر هایی که موهاشونو بلند میکنند تیپ صورتی و قرمز میزنن ابروهاشون رو بر میدارن دماغشونو عمل میکنند اپلاسیون می کنند ارایش می کنند لنز میزارن جدیدا
ما مشکلی نداریم لطفا یه روسری هم بزارن رو سرشون تا حقوق زن و مرد مساوی تر بشه با تشکر :| :))



دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 18:42
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 17:04
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ