یافتن پست: #زن

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چند وقت پیش با بابام دعوام شد، دستشو برد بالا که بزنه تو صورتم…!

.
.
.
.
.
.
.
.
منم یهو رفتم تو فاز هندی گفتم :
بزن بابا..!(با صدای آمیتا چاخان)
بزن بذار بفهمم که پدر بالا سرمه…!
بزن که بفهمم هنوز بی صاحاب نشدم…!

ودر نهایت ناباوری بابام زد تو گوشم…:|
ناموسا چرا تو این فیلم هندیا اینجوره؟!!
من توقع داشتم منو بغل کنه جفتمون بزنیم زیر گریه :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 22:42
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زن رو باید بغل کرد و بی دلیل بوسید
حتی وقتی آرایش نداره
موهای دست و پاش یه کم در اومده
دو روز وقت نکرده ابروهاشو برداره
موهاشو برات براشینگ نکرده
پیژامه ت رو پوشیده
و خودشو گوله کرده تو تخت
تو جای خالیِ تو که هنوز گرمای تنتو داره
که سرشو فرو کرده تو بالشت
که بوی تنتو -نه ادکلنت- بوی تنتو با لذت
با هر نفسش بکشه توی ریه هاش
زن رو باید بغل کرد و تو بغل نگه داشت
و با همه شلختگی ظاهریش عاشقونه بوسش کرد
تا احساس امنیت کنه که مردش همه جوره دوسش داره
به سلامتی همه خانم ها
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 22:38
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هـرکـاری میکنــم آیفـونـم بـه اینتـرنــت وصــل نمیشــه . . .
دکمـه شـو كـه میــزنـم در خــونـه بـاز میشــه ..!!
پس این ملّت چی میگن ما با آیفون میایم نت؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 18:14
+6
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 18:10
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
متاسفانه یه کاسه آش رشته بلاخره تموم میشه...هرچقدم میخوای یواش بخورشاینا سختیای زندگیه ها<img src=(" title=":((" />
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 18:09
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
روانشناسی راننگی :
اینایی که وقتی میشینن تو ماشین حاضرن 20 دقیقه کمربند ایمنی رو بگیرن تو دستشون ولی این بیلبیلکِشو جا نندازن ؛کلا آدمای صبورین!:D
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 18:05
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مقصر خود ماییم
عشق را به کسانی ارزانی میکنیم که
از زندگی ، جز آب و علف روزانه، نه میفهمند , نه میخواهند
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:56
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

در زندگی اختیار بادها دست ما نیست ، ولی اختیار بادبانها دست ماست .


دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:45
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دهه ی شصتیا ، دهه ی هفتادیا ، . . . . . وقتشه کدورت ها رو کنار بذاریم ، دست به دست هم بدیم بزنیم دهن این دهه هشتادی ها رو سرویس کن
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:37
+5
saman
saman
 عده ای دوست در یک میهمانی شام گرد هم جمع شده بودند. هر یک از آن ها خاطراتی از گذشته تعریف می کردند، یک نفر پرسید"بهترین روز عمرتان کدام روز بوده است؟" زن و شوهری گفتند:" بهترین روز عمر ما روزی بود که با هم آشنا شدیم."زنی گفت:" بهترین روز زندگیم روزی بود که نخستین فرزندم به دنیا آمد." مردی گفت:" روزی که از کارم اخراج شدم بهترین و بدترین روز عمرم بود. آن روز، باعث شد که روی پای خود بایستم و راه تازه ای را شروع کنم  و از آن روز از هر قسمت زندگیم رازی بودم." این گفتگو ادامه داشت تا اینکه به زنی رسید که تا آن هنگام ساکت بود. از او پرسیدند "بهترین روز عمر تو چه روزی بوده است؟" زن گفت:"بهترین روز زندگی من امروز است زیرا امروز روزی است که بیش از همه روز ها برایم ارزشمند تر است. من نمی توانم دیروز را به دست بیاورم آینده هم مال من نیست. اما امروز مال من است. تا آن را هر طوری که می خواهم بگذرانم و از آن جا که امروز تازه است و من هم زنده هستم پس بهترین روز من است و خدا را برای این شکر می کنم."
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:31
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ