یکی دیگه از فانتزیام اینه که با یه بوکسوردعوام بشه بعد برای انتقام برمو یکی از مسابقاتی که شرکت کرده ثبت نام کنم. بعد برم مسابقه بدم همرو شکست بدم. اونم همرو شکست بده همش با هم چشم تو چشم باشیم بعد برسیم فینال اونم تا حد مرگمنو بزنه همش هم به نقاطی که آسیب دیدم بزنه دیوث ![]()
بعد من با صورت خونی و کبود بیوفتم زمین و فقط صدای تپش قلبمو بشنوم و یاد حرفای پدربزرگ مرحومم بیوفتم که میگفت: همیشه سگ جون باش قووروومساغ ... بعد دوست دخترمو
با صحنه اهسته کنار رینگ ببینم که با گریه میگه :عزیزم دیگه ادامه نده
(" title="
(" />( منم یهو خر شم و پاشم بزنم دهن مرتیکه پوفیوزوو سرویس کنم ... داورم دستمو بگیره بالا و مسابقه رو ببرم ... بعد دوست دخترم بیاد زیر بغلمو بگیره با هم لنگ لنگون بریم سمت افق ...
دو تا آفریقایی با یه ایرانی وسط بیایون بودن در همین حال و هوا بودن که یدفعه آفریقایی یه چراغ جادو پیدا می کنه.
بعد غوله می یاد بیرون و به آفرقایی میگه یه آرزو کن.
آفریقایی میگه: منو سفید کن.
تا اینو میگه ایرانیه میزنه زیر خنده آفریقایی
میگه: چیه برای چی میخندی؟
ایرانیه گفت: همینجوری.
بعد غوله به آفریقایی دومیه گفت: تو چی می خوای؟
آفریقایی گفت: منم سفید کن .
دوباره ایرانیه میزنه زیر خنده .
آفریقایی گفت برای چی میخندی؟
ایرانیه باز گفت: همینجوری.
نوبت ایرانیه میشه. غوله ازش می پرسه: تو چی می خوای .
ایرانیه میگه: این دوتا رو سیاه کن..!

1392/04/31 - 13:38 ( لايک توسط 1 کاربر )واقعیته باید گریه کنی
1392/04/31 - 13:39