سر سفره به یادت می افتم...
بغض می کنم...
اشک در چشمانم حلقه میزند.. .
همه با تعجب نگاهم می کنند...
خـــودکــشی کـــارِ آسونــیه. . . اگــه مــردی زنـــدگی کُـــن. . .
ســـیگارش را مــی گــذارد زیــر لبــش و مـــی گــوید:
آتـــیش داری؟!
جــواب مــیدم:
تــوی جــیــبــم کــه نــه. . .
تـــو”دلــــم“چـــرا. . .
بــه کــارت مــی آیــد؟؟؟






1392/04/28 - 17:42سلام آرش جان آره دیگه دیدم یه گوشه افتاده گفتم دور هم کلنگی هم زده باشیم :



1392/04/28 - 17:45 ( لايک توسط 1 کاربر )آرش جان کار مخابرات با کلنگ راه نمیوفته بیل مکانیکی میخواد .......



1392/04/28 - 17:50 ( لايک توسط 2 کاربر )