یافتن پست: #زن

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
اجازه ندادی تو تنهایی دلم
یه بلایی بیارم سردله خل وچلم
نذاشتی حس کنم دریا رو
ساحل و رنگ خوش فردا رو
بشینم یه آسمون گریه کنم
چشمامو جای ابربهارهدیه کنم
من موندم و یه خاطره رنگه تو
بسه برام شنیدنه آهنگه تو
گفتی ببین حال منم خرابه
زندگیم مثه قایقی روی آبه
گفتم حاله منم رفیقه حالته
دیدم یه غمی ته فنجون فالته
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 18:56
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
اعتراف می کنم با دوستم دعوام شد

در اولین اقدام انتقام جویانه شماره موبایلشو دادم به عنوان فروشنده گوسفند زنده تو نیازمندی ها چاپ کنن!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 18:38
+7
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
یک روز احساس کردم اگر اورا با یک غریبه ببینم تمام شهر را به آتش خواهم کشید.........

اما امروز حتی کبریتی هم روشن نمیکنم تاببینم او کجاست و با کیست.............

روزی که به دنیا آمدم در گوشم خواندند اگر می خواهی در دنیا خوشبخت شوی همه را دوست بدار.....

حال که دیوانه وار دوستش دارم می گویند فراموش کن!!!!!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 18:35
+9
saman
saman
در CARLO



مردها سه تا آرزو دارن :



اونقدر که مامانشون می گن خوش تیپ باشن !



اونقدر که بچه شون می گن قوی باشن !



و مهمتر از همه اینکه :



اونقدر که زنشون بهش شک داره دوست دختر داشته باشن ! 

دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 17:56
+9
saman
saman
در CARLO



اسپانیایی ها میگن :



عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر است !



ایتالیایی ها میگن:



عشق یعنی ترس از دست دادن تو !



ایرانی ها میگن :



"عشق سوء تفاهمی است بین دو احمق که با یک ببخشید تمام میشود!! 

دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 17:25
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
یکی از فانتزیام اینه که زندگیم اینقدر عجیب و غریب و پیچیده میشد که احسان علیخانی منو دعوت میکرد ماه عسل منم دعوتشو قبول نمیکردم و میگفتم نه داداش ما پامونو ایجور شبکه ها نمیزاریم...! :D
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 17:09
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

از این شب های بی پایان،

چه می خواهم به جز باران

که جای پای حسرت را بشوید از سر راهم

نگاه پنجره رو به کویر آرزوهایم

و تنها غنچه ای در قلب سنگ این کویر انگار روییده...

به رنگ آتشی سوزان تر از هرم نفسهایت،

دریغ از لکه ای ابری که باران را

به رسم عاشقی بر دامن این خاک بنشاند

نه همدردی،

نه دلسوزی،

نه حتی یاد دیروزی...

هوا تلخ و هوس شیرین

به یاد آنهمه شبگردی دیرین،

میان کوچه های سرد پاییزی

تو آیا آسمان امشب برایم اشک می ریزی؟

ببارو جان درون شاهرگ های کویر آرزوهایم تو جاری کن

که من دیگر برای زندگی از اشک خالی و پر از دردم

ببار امشب!

من از آسایش این سرنوشت بی تفاوت سخت دلسردم.

ببار امشب

که تنها آرزوی پاک این دفتر

گل سرخی شود روزی!

ودیگر من نمی خواهم از این دنیا

نه همدردی،

نه دلسوزی،

فقط یک چیز می خواهم!

و آن شعری

به یاد آرزوهای لطیف و پاک دیروزی...  


دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 16:40
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

ای یار دوردست که دل می‌بری هنوز

چون آتش نهفته به خاکستری هنوز

هر چند خط کشیده بر آیینه‌ات زمان

در چشمم از تمام خوبان، سری هنوز

سودای دلنشین نخستین و آخرین!

عمرم گذشت و توام در سری هنوز

ای نازنین درخت نخستین گناه من!

از میوه‌های وسوسه بارآوری هنوز

آن سیب‌های راه به پرهیز بسته را

در سایه سار زلف، تو می‌پروری هنوز

با جرعه‌ای ز بوی تو از خویش می‌روم

آه ای شراب کهنه که در ساغری هنوز


دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 16:33
+3
saman
saman
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 16:32
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

رویاهایت را رها مکن...

بگذار هر روز رویایی باشد

بگذار هر روز دلیلی باشد برای زندگی

ر ویاهایت را رها مکن...

میدانم بسیار دشوار است

و گاهی تردید می کنی که به این همه می ارزد؟

به زندگی اعتماد کن

در آمدن آفتاب را بنگر و خدایت را ستایش کن

و من به تو ا یمان دارم...


دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 16:18
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ