یافتن پست: #زن

M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
پا بند کفش های سیاه سفر نشو،یا دسته کم به خاطره من،دیرتر برو...هی پا به پا نکن که بگویم سفر به خیر،مجبور نیستی بمانی،ولی نرو... همیشه زنده میمونن با یاده تو ترانه هام،منو ببخش اگه بازم اشکام چکید رو نامه هام،دیگه تموم شد فرصتم خاطره هام پیشت باشه،تموم خاطراته خوب خدانگدارت باشه....
این شعر واسه سلطان احساس
مجید خراطهاست
دیدگاه  •   •   •  1392/04/8 - 00:10
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
دنبال کسی میگردم که توی بهار که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل
بگم: میای بریم زیر این رگبار و هوای خوش قدم بزنیم؟در جوابم فقط بگه: نیم ساعت دیگه کجا باشم...


توی تابستون که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل
بگم: میای بریم خیابون ولیعصر از ونک تا هر جا شد قدم بزنیم؟
در جوابم فقط بگه: ناهار اونجایی که من میگم...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 16:13
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
الان پشه اومد بهم گفت : سلام، نیشت بزنم ؟
گفتم نه عزیزم مرسی … گفت خواهش میکنم و رفت !
پشه ها چه با ادب شدن !
*
*
*
*
مچکریم [!]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 16:09
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
دیروز خونه مهمون داشتیم، پرسیدن بچتون کجاست؟ {-36-} مامانم گفت: تو فیس بوک. پرسیدن: فیس بوک کجاست؟ مامانم گفت: جایی که اگه خبر مرگشم توش بنویسه لایک می زنن! {-15-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:53
+4
parisa
parisa
بگـــــــذار کمـــــــی ... تمـــــــام زندگـــــــی ات باشـــــــم !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:44
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پرسش اصلی این نیست که آیا زندگی پس از مرگ هست

پرسش این است که آیا شما پیش از مرگ زنده هستید
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:37
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﻣﺪﺭﺳﺎﻥ ﺷﺮﯾﻒ!!! ﮔﻔﺖ:ﺑﻠﻪ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﺪﺭﺳﺎﻥ ﺷﺮﯾﻒ ﮔﻔﺖ:ﺑﻠﻪ ﺩﺭﺳﺘﻪ ﺍﻣﺮﺗﻮﻥ ﺑﮕﯿﺪ ﮔﻔﺜﻢ: ﻣﺪﺭﺳﺎﻥ ﺷﺮﯾﻒ ﮔﻔﺖ: ﻣﺴﺨﺮﻩ ﮐﺮﺩﯾﻦ ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﺪﺭﺳﺎﻥ ﺷﺮﯾﻒﮔﻔﺖ : ﺩﯾﮕﻪ ﻣﺰﺍﺣﻢ ﻧﺸﯿﺪ ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﺪﺭﺳﺎﻥ ﺷﺮﯾﻒ {-33-} حقشونه کصااافطا یکم بفهمن ما چی میکشیم ...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:36
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
همیشه زیر سبیل زندگی کردیم
زیر سبیل کورش کبیر،
زیر سبیل نادرجهان‌گیر،
زیر سبیلِ نداشته‌ی آغا محمدخان
زیر سبیل قزاقی رضا شصت‌تیر،
زیر سبیل‌های کوتاه شده از بالای لب
با قیچی مذهب
...
برای ما
زیرِ سبیل و زیر هشت فرقی با هم نداشت
و اینترنت آفریده شد در هشتمین روزِ خلقت
تا با هم به سخن درآییم
...
اعتراف می‌کنم به بدوی بودن خود و هم‌نسلانمان
اما اینترنت را چه دیده‌ای؟

شاید ما هم حماسه‌ای تازه آف[!]م
و کاری کردیم جهان، به جهان مجازی ما ایمان آورد!
اینترنت را چه دیده‌ای؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:34
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
پسری که این سر شهر میکوبه میاد دنبال تو،
پسری که بدون ترس ومحکم،همه جا دستاشو دورت حلقه میکنه،
پسری که دستات رو تو چراغ قرمز خیابونا محکم تر میگیره،
پسری که تو بیرون رفتن های دست جمعی ساکت تر از همیشه است،
پسری که وقتی داری حرف می زنی تو صورتت لبخند میزنه،
پسری که موهاتو از جلوی چشات میزنه کنار،
پسری که وقتی تو خودتی قلقلکت میده؛
این پسر نیست،این دیوثه :))
بس که با این و اون بوده حرفه ای شده،گردنشو بزن
زیادی هم احساساتی نشو :)))
3 دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:30
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی وقتا توی رابطه ها
نیازی نیست طرفت بهت بگه :
برو !
همین که روزها بگذره و یادی ازت نگیره
همین که نپرسه چجوری روزا رو به شب میرسونی
همین که کار و زندگی رو بهونه میکنه…
همین که دیگه لا به لای حرفاش دوستت دارم نباشه
و همین که حضور دیگران توی زندگیش
پر رنگ تر از بودن تو باشه
هزار بار سنگین تر از
کلمه ی برو واست معنا پیدا میکنه
پس برو
قبل از اینکه ویرون تر از اینی که هستی بشی….
دیدگاه  •   •   •  1392/04/6 - 23:30
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ