Mitra Mohebbi
ما از عروسک کمتریم
آنها مرده بودند و زندگی می کردند
ما زندگی می کنیم و مرده ایم . . .
ali rad
پلکهاي مرطوب مرا باور کن
اين باران نيست که ميبارد
صداي خسته ي من است که از چشمانم بيرون ميريزند
ronak
مرد من
من زن بدنیا نیامده ام
که هوس تو را بر اورده کنم
من زن بدنیا امده ام
تا عاشقی کردن را باهم تجربه کنیم
انسان بودن را زندگی کنیم...
Mitra Mohebbi
خدایا.......
این دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمیکند
فکری کن!
اشک ما طعنه میزند به باران رحمتت.....!!!
ronak
زندگی بهم یاد داده که به مقدسات هیچ کسی توهین نکنم.
اما لعنت !!!
لعنت به تنهایی که اگه مقدسم باشه دیوونت میکنه ...
behzad
امروز ظهر شیطان را دیدم. نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت. گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند... شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد! گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟ گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟
behzad
شهر هرت جایی است كه شوهر ها انگشتر الماس برای زنانشان می خرند اما حوصله 5 دقیقه قدم زدن را با همسران ندارند .
ayda
تمام ِ آدم ها توی ِ زندگیشان یک " یواشکی " دارن ...
یک اتفاق ِ یواشکی ..
یک حس ِ یواشکی ..
یک آدم ِ یواشکی ..
شاید هم یک عشق ِ یواشکی ..
می فهمی چه می گم .. هوم ؟
فدات بشم یواشکی...