یافتن پست: #ساده

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ساده که باشی

.

.

.

.

ته دیگ ماکارونیت را میخورند و

میگویند:چرب است تو نخور....!

دیدگاه  •   •   •  1393/01/28 - 21:50
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

باور می کنید من تا همین چند وقت پیش فکر میکردمGf مخفف گوجه فرنگیه!!!؟؟

.

.

.

نگو یعنی دوست دختر ... !!!

8 دیدگاه  •   •   •  1393/01/26 - 18:23
+5
mary jun
mary jun
روز ها رفت ولی یاد  تو کمرنگ نگشت
سال ها رفت و دل ساده من سنگ نگشت
ذهن من بستر صد خاطره با یاد تو بود
نامت از صفحه این خاطره کمرنگ نگشت
دیدگاه  •   •   •  1393/01/18 - 11:45
+8
viyana2
viyana2

وقتی می خوای یه رابطه رو به هم بزنی
خوب به هم بزن....اما لگدکوبش نکن
بزار برو...اما داغونش نکن.. با احساسش
فکرش......اعتمادش و غرورش بازی نکن
چون بعد از رفتن تو فقط غمگین نمیشه
... تا سالها باید با یه ترس لعنتی زندگی کنه و نتونه دیگه به هیچ کس اعتماد کنه.......حتی برای یه دوستی ساده
دیدگاه  •   •   •  1393/01/16 - 17:24
+9
mary jun
mary jun
شکستن دل کسی ک عاشق توست کاره ساده اییه
اگ راس میگی دل کسی رو بشکن ک عاشقشی.....
دیدگاه  •   •   •  1393/01/14 - 10:20
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/01/12 - 15:38
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

معنا و ریشه ی باستانی اعداد فارسی:

یک (از ریشهً اَاِو-ک یعنی ساده، مترادف ائن و وان در زبانهای ژرمنی).

دو (توو، نیرومند، دو لایه، کوهان دار).

سه (ثری، سه شاخه).

چهار (چخر، تعداد پره های یک چرغ یا تعداد چرخهای یک ارابه، به مثابه فیرای ژرمنی که اشاره به تعداد پاهای گوسفند=فور است).

پنج (پی و اساس شمارش، به الهام از پنجهً دست).

شش (خشوشی، خوشی داشتن معادل [!] یعنی مادی و جنسی درزبانهای ژرمن).

هفت (سفید و نورانی و قدسی).

هشت (اشتَ، خورد و خوراک، معادل و مترادف اوتّا در زبانهای ژرمن)،

نُه (نی-او-ئیتی، در پایین قرار گرفته، معادل و مترادف نیو در زبانهای ژرمن).

دَه (عدد ایستادن، عدد انتهای واحد شمارش معادل تیّو و تِن در زبانهای ژرمن).

صد (سد کردن و بستن بسته شمارش، معادل هوندرا زبانهای ژرمن با دست سد کردن، بستن شمارش).

هزار (هزَ-ن-گرو، با هم استوار، کامل معادل تقریبی توسِن به زبانهای ژرمن عدد بزرگ و سرکش انتهایی ).

دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:26
+4
fereshte
fereshte
من..؟! چه دو حرفیه وسوسه انگیزیست... این منم ! نه زیبایم نه مهربانم... و نه محتاج نگاهی...! فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست...فقط برای خودم هستم...خوده خودم ! مال خودم ! صبورمو عجول !! سنگین.. سرگردان... مغرور...قانع...با یک پیچیدگی ساده ومقداری بی حوصلگیه نه چندان تلخ!!! وبرای تویی که چهره های رنگ شده را می پرستی  نه سیرت آدمی: هیچ ندارم راهت را بگیرو برو حوالی ما توقف ممنوع است
آخرین ویرایش توسط fereshteh در [1393/01/11 - 21:19]
دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 21:15
+5
mary jun
mary jun
مرد من ن با اسب سفید می آید ن با بنز سیاه !
مرد من با دو پای خدش می آید
مرد من ن با حساب پر و ن با شرکتی در فلان جای شهر ک با غرور و مردانگی اش می آید
مرد من آنقدر ها هم رویایی نیست
یک آدم ساده ک می شود از قامتش مغرور شد
ک می شود خستگی هایش را فهمید
ک چشمانش حرفی جز برای من ندارد
     باید زن باشی تا بفهمی حتی یک شاخه گل وقتی از دست مردی می رسد
                                    ک دستانش جز برای تو نیست
چ عشقی دارد ......  هزار کادوی گران قیمت
         پیشکش.  .....
     باید زن باشی تا ببینی همان دست ها چیزی ست فراتر از دست محکم ....
                                  امن است ......اطمینان دارد ......
                                               مرد من مرد می آید ...
دیدگاه  •   •   •  1393/01/9 - 22:13
+2
mary jun
mary jun
خیلیا هستن ک   "   طالبتن  "
اما فقط بعضیا   "   لایقتن   "
حواست باشه با کی گرم میگیری !
11 دیدگاه  •   •   •  1393/01/9 - 16:46
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ