یافتن پست: #ساده

saeed
saeed

و من چقدر دلم می خواهد همه داستانهای پروانه ها را بدانم که بی نهایت بار درنامه ها و شعر ها
در شعله ها سوختند
تا سند سوختن نویسنده شان باشند
پروانه ها
آخ
تصور کن
آن ها در اندیشه چیزی مبهم
که انعکاس لرزانی از حس ترس و امید را
در ذهن کوچک و رنگارنگشان می رقصاند به گلها نزدیک می شوند
یادم می آید
روزگاری ساده لوحانه
صحرا به صحرا
و بهار به بهار
دانه دانه بنفشه های وحشی را یک دسته می کردم


عشق را چگونه می شود نوشت
در گذر این لحظات پرشتاب شبانه
که به غفلت آن سوال بی جواب گذشت


دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است
وگرنه چشمانم را می بستم و به آوازی گوش میدادم که در آن دلی می خواند
من تو را
او را
کسی را دوست می دارم


برگرفته از اشعار مرحوم حسین پناهی

دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 00:30
+1
saman
saman

همین که پیش هم باشیم،همین که فرصتی باشه


همین که گاهی چشمامون،تو چشم آسمون واشه


همین که گاهی دنیار و با چشمای تو می بینم


همین که چشم به راه تو میون آینه می شینم


بازم حس می کنم زنده ام


بازم حس می کنم هستم


بگو با بودنت دل رو


به کی غیر تو می بستم


همین که میشه یادت بود،تو روزایی که درگیرم


که گاهی ساده می خندم،گاهی سخت دلگیرم


همین احساس خوبی که


دلت سهم منو داده


همین که اتفاق عشق


برای قلبم افتاده


بازم حس می کنم زنده ام بازم حس می کنم هستم


بگو با بودنت دل رو به کی غیر تو می بستم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/31 - 02:27
+2
saman
saman

همین که پیش هم باشیم،همین که فرصتی باشه


همین که گاهی چشمامون،تو چشم آسمون واشه


همین که گاهی دنیار و با چشمای تو می بینم


همین که چشم به راه تو میون آینه می شینم


بازم حس می کنم زنده ام


بازم حس می کنم هستم


بگو با بودنت دل رو


به کی غیر تو می بستم


همین که میشه یادت بود،تو روزایی که درگیرم


که گاهی ساده می خندم،گاهی سخت دلگیرم


همین احساس خوبی که


دلت سهم منو داده


همین که اتفاق عشق


برای قلبم افتاده


بازم حس می کنم زنده ام بازم حس می کنم هستم


بگو با بودنت دل رو به کی غیر تو می بستم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 23:20
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
رابِطه هایِ ساده را دوست نَدارَم، میخواهَم پیچیده باشَد، مِثلِ رابِطه هایِ سینوس و کُسینوس، اَگَر گیج میشَوی، مَن به هَمان جَمع و تَفریقِ خودِمان هَم قانِعَم...............................
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 21:39
+3
hamid
hamid
یه معمای ساده √
6 تا دختر که با هم دوس بودن دسته جمعی میرن استخر
ولی وقتی برمیگردن همشون همدیگرو گم میکنن † چرا ؟؟؟؟
°
°
°
بله آرایش هاشون پاک شده، نشناختن همدیگه رو†††
=))))) haghighateha=)))
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 16:03
+10
saman
saman

همین که پیش هم باشیم،همین که فرصتی باشه


همین که گاهی چشمامون،تو چشم آسمون واشه


همین که گاهی دنیار و با چشمای تو می بینم


همین که چشم به راه تو میون آینه می شینم


بازم حس می کنم زنده ام


بازم حس می کنم هستم


بگو با بودنت دل رو


به کی غیر تو می بستم


همین که میشه یادت بود،تو روزایی که درگیرم


که گاهی ساده می خندم،گاهی سخت دلگیرم


همین احساس خوبی که


دلت سهم منو داده


همین که اتفاق عشق


برای قلبم افتاده


بازم حس می کنم زنده ام بازم حس می کنم هستم


بگو با بودنت دل رو به کی غیر تو می بستم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 02:13
+3
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 01:24
+4
-1
saeed
saeed
دیدگاه  •   •   •  1392/06/28 - 22:57
+4
saeed
saeed
بغض میکنم از ترس روزهایی که سهممان از هم فقط یکیادش بخیر ساده باشد...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/28 - 21:03
+3
NeDa
NeDa

اوني كه عاشقت بود, تنها نفس نفس زد ... اوني كه هر كسي رو, غير از تو ساده پس زد ...

دیدگاه  •   •   •  1392/06/28 - 20:18
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ