یافتن پست: #سد

saman
saman
در CARLO
مردی در سالن بدن سازی از مربی خود می‌پرسد:

با کدام دستگاه کار کنم؟

می‌خواهم آن دختر زیبا را تحت تاثیر قرار بدهم

مربی گفت : از دستگاه خودپرد از بیرون سالن استفاده کن !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 17:40
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani



در این خانه ی متروکه ی ویران را کسی دیگر نمی کوبد

کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم

و من چون شمع می سوزم

و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند

و من گریان و نالانم

و من تنهای تنهایم

درون کلبه ی خاموش خویش اما

کسی حال من غمگین نمی پرسد

و من دریای پر اشکم که طوفانی به دل دارم

درون سینه پر جوش خویش ، اما

کسی حال من تنها نمی پرسد

و من چون تک درخت زرد پاییزم

که هر دم با نسیمی می شود برگی جدا از او

و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند




دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 16:24
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق

هم دعا کن گره تازه نیافزاید عشق

قایقی در طلب موج به دریا پیوست

باید از مرگ نترسید ، اگر باید عشق

عاقبت راز دلم را به لبانش گفتم

شاید این بوسه به نفرت برسد ، شاید عشق

شمع روشن شد و پروانه در آتش گل کرد

می توان سوخت اگر امر بفرماید عشق

پیله رنج من ابریشم پیراهن شد

شمع حق داشت! به پروانه نمی آید عشق !


دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 16:01
+4
sara
sara
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 11:52
+3
alireza
alireza
آخرین ویرایش توسط alireza_rad در [1392/04/23 - 04:04]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 03:08
+2
alireza
alireza
آخرین ویرایش توسط alireza_rad در [1392/04/23 - 03:04]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 03:02
+2
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
هی
من که چیز زیادی از نمیخواستم
نه ...
نه ...
نه حتی ...
تنها دو گوشت را میخواستم...
تا تنهاییم را با کلماتم
با قسمت کنم!!!
حالا ببین...
نگاهش کن!!!
جای خالیت را که گرفته ، ...
در آغوشم می گیرد
صورتم را می بوسد...
موهایم را نوازش می کند...!
می ترسم
آن کسی که بازی را باخته
باشی
نه ...!!
:(
آخرین ویرایش توسط mamad-rize در [1392/04/21 - 15:09]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/21 - 15:08
+9
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
ماندن، سنگ بودن است و رفتن، رود بودن
بنگر که سنگ بودن به کجا می رسد جز خاک شدن
و رود بودن به کجا می رود جز دریا شدن . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/21 - 11:25
+4
hosein
hosein
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 18:42
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
من در رویای خود دنیایی را می بینم که در آن هیچ انسانی
انسانی دیگر را خوار نمی شمارد
زمین از عشق و دوستی سرشار است
و صلح و آرامش ، گذرگاهایش را می آراید
من در رؤیای خود دنیایی را می بینم که در آن
همگان راه گرامی آزادی را می شناسند
حسد جان را نمی گزد
و طمع روزگار را بر ما سیاه نمی کند
سیاه یا سفید
از هر نژادی که هستی
از نعمت گسترده زمین سهم می برد
هر انسانی آزاد است
شور بختی ، از شرم سر به زیر می افکند
و شادی ، همچون مروا[!] گران قیمت
نیازهای تمامی بشریت را بر می آورد
چنین است دنیای رؤیای من .
شعر از : "لنگستن هیوز" (ترجمه: احمد شاملو
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 10:53
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ