یه بارتو جمع نشسته بودیم همه بزرگایه فامیل هم بودن
پدر زن دایی بزرگه هم بود من به پسر خالم گفتم که این یارو چه قد شبیه استاد چیفو تو پاندایه کنگفوکاره
من هی میگفتم پسر خالم میگفت نه.
تا اینکه پسر کوچیه داییم اومدپیشپدر زندایی بزرگه صاف تو چش یارو نگاه کرد ذارت گفت استاد چیفو......من درجا رو کردم به پسر خالم گفتم دیدی گفتم
دیدی گفتم........
چشت روز بد نبینه دقیقا تو همین لحظه ای که من گفتم همه ساکت شده بودن صدایه منم واضح دالبی پخش شد
هیچی دیگه الان 5سال از اون ماجرا میگذره ولی یارو هنوز دلخوره......
زن داییمم که هر بار منو میبینه چش غره میره
هیچی دیگه واسه ما این جمله درد سر شد..
.ولی خداییش رویه پسر خالم 5 ساله کم شده
خوش اومدی حمیدرضا جونم
جشن تموم نشده که
بازم جشن میگیریم
خواهرا برادرا
ددددددددددددددددددددددسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسست
امییییییییییییییییید جهان
هل دان دان دان دان
دست
دستا شله
1392/10/14 - 08:54
نه مثه اینکه مجلس بی ریاست........
بدون دست از دنیا نری.کف سوم بلندتر بزن.
اقایون دست ...خانوما رقص........
حالا برعکس....
خانوما دست .......اقایون رقص.........
یکی منو بگیره .ابرو بابام رفت...........