یافتن پست: #شب

♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
متانت از راه رفتنت می ریزه / خاطر تو خیلی واسم عزیزه / تو بودی بارون شب بهاری / تو هفتا آسمون نظیر نداری .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/26 - 00:51
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 20:28
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
حــــتـــی “خـــدا” هم بفرستـــد !

بــاران اســیــدی، برای تــطهـیـرت

بــرف و پـــاکــی، بــرای تـشبــیهت

محـــمد و عیـــسی ، بــرای تظــمــینت

یا کــه شیــطان را ، برای تقصیــرت

دیـــگر تمــام شــــد

"خـــراب شــــد تــصویـــرت"
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 20:26
+3
xroyal54
xroyal54
از قیافه پسره معلومه مسواک شخصی هم نداره
قیافش شبیه دمپایی جلو بسته ی توالت میمونه
بعد تو اینفو زده:
“من همیشه بهترین ها واسم بوده و هست
اگه مال من نشدی قطعاً بهترین نبودی”
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 20:22
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
خوشبختی داشتن دوست داشتنی ها نیست ، بلکه دوست داشتن داشتنی ها است .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 20:11
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
معشوقه تنهایم گذاشت و رفته است ای مردم

امید و ارزوهایم به باد رفته است ای مردم

آنکس که شب و روز میگفت مرا دوست دارد

مرا در بلک لیست انداخته است ، ای مردم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 20:10
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شعله زد عشق و من از نو
نو شدم
پر شدم از عشق تو
مملو شدم
شوق شیدایی مرا از من گرفت


من به خود برگشتم از تو
تو شدم

آه ، با تو من چه رعنا می شوم
آه ، از تو من چه زیبا می شوم
عطر لبخنده خدا می گیرم و
شکل آواز پری ها می شوم

با تو من هم جامه ی شب می شوم
هم طپش با گرگره تب می شوم
با تو من هم بستره گلبرگ ها
از شکفتن ها لبالب می شوم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 19:57
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥



یکی از صداهایی که نصف شب منو تا سر حد مرگ می ترسونه...صدای شکستن قولنج تلویزیون و میز و وسایل دیگه خونه .. !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 19:09
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

من این دنیای زیبا را به لبخند تو می بخشم / من این آسایش شب را به رویای تو می بخشم / من این جان عزیزم را به دیدار تو می بخشم .


دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 19:07
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسره سن خودش با سن دادشش روهم 13 سال نمیشه ،استاتوس زده :
Galexy S4 یا iPhone 5 کدومش ؟!
اگه یکیش رو برام نگیرن شب خونه نمیرم !!!
من سن اون بودم یه دونه از این عینک شنا داغونا داشتم حموم که میخواستم برم با خودم میبردم ، بعدش تشت رو آب میکردم با کله میرفتم توش و ساعتها به شادی میزیستم !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 19:01
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ