maryam
پروردگارا ... تو را به تمام عالم سوگند آنگاه که عاشقی درتاریکی شب به یادعاشقی اشک میریزد ... کمی نگاهش کن...!
♥ نگار ♥
آدم باس یه رفیق داشته باشه ، شبای امتحان بزنگه بهش بگه : چند صفحه خوندی ؟ اونم بگه : چیووو ؟ تا یه کم دلش گرم شه !
*elnaz* *
در من کودکی هست
ایستاده بر بامِ خانه
با دستهایِ باز
با میل وحشیانه به پرواز
در من کودکی هست
نشسته بر لب حوضی قدیمی...
زیرِ پلکهایش موجی از
ماهی و دریا و ساحلی حقیقی
در من یک کودک جسور
از تهِ تاریکی خیز بر میدارد
در آغوش میگیرد
کسی را که از تنهایی ترس دارد
کسی را که اندوهِ چشمهایش را
هیچ کس دیگر ندارد
کودکی که هر شب وقتِ خواب میپرسد
گنبدِ به این کبودی
چرا من بودم و تو نبودی ؟