عسل ایرانی
شک رازیست
لبخند رازیست
عشق رازیست
اشک آن شب لبخند عشقم بود
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی که چنان بدانی…
من درد مشترکم
مرا فریاد کن...
عسل ایرانی
ته دیگ " عشق ِ اول " را
.
.
.
هر چقدر که بسابی
.
.
چه با اسکاج ِ دوست داشتن های بعدی ...
.
.
چه با سیم ِ ظرفشویی عاشق شدن های بعدی ...
از " دل "ت پاک نمی شود ...
.
.
حالا تو هی بساب
.
.
و از صدای نا هنجارش سر دردبگیر … !
ronak
کاش گاهی مرد بودم
می شد تنهاییم را….
به خیابان بیاورم
سیگاری دود کنم و نگران نگاه های مردم نباشم
کاش گاهی مرد بودم
می شد شادی ام را….
به کوچه ها بریزم….
با صدای بلند بخندم…
و هیچ ماشینی…..
برای سوار کردنم….ترمز نکند
کاش……!!!!!!
sasan pool
شبگردي ميکنم. اما صداي نفسهايت را از پشت
هيچ پنجره و ديواري نميشنوم. آسوده بخواب نازنينم،
شهر در امن و امان است ... تنها خانهي من است که در آتش ميسوزد..
sasan pool
صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینهی آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن میروید ...
sasan pool
از ريشه مي كَنَند درخت بلند را
آن نخل بي شكوفه ي گيسو كمند را
مادر!صدا ،صداي عروسي ست گوش كن
دارند مي بَرند همان قد بلند را
مادر! ببين زنان چه جسورانه بسته اند
برجاي جاي بوسه ي من دستبند را
مادر مراببخش كه هنگام رفتن است
وقت است تا رها كنم اين قيد و بند را
اينك وصيتي ست مرا:«روز مرگ من
آنان كه تا كنار جسد مي رسند را،
-تأكيد كن بگو كه بخوانند جاي «حمد»
aB'Bas S
سلام. من اومدم با سر و صدا ي زيا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا اد
sepideh
وقتی خدا از پشت ، دستهایش را روی چشمانم گذاشت ، از لای انگشتانش آنقدر محودیدن دنیا شدم که فراموش کردم ... او منتظر است تا نامش را صدا کنم ...