یافتن پست: #صدا

gamer
gamer
- سوار تاکسی شدم. یارو صدای ضبطشو تا ته زیاد کرده بود. میگم میشه صدای ضبطتونو کم کنید؟ میگه اذییتتون میکنه؟! پـــــــ نه پــــــــ گفتم کم کنی این یه تیکشو من بخونم ببینی صدای کدوممون بهتره!!!!
5 دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 18:21
+3
ronak
ronak
ازين راهرو يك نفر رد شده كه عطرش همونه كه تو ميزني براي به زانو در آوردنم تو از مرگ حتي جلو ميزني ازين راهرو يك نفر رد شده مثه وقتايي كه تو ناراحتي نفس ميكشم با تمام وجود عجب عطر خوبي زده لـعنتي .. يجوري دلم تنگ ميشه برات محاله بتوني تصور كني گمونم نميتوني حتي خودت جاي خاليتُ تو دلم پُر كني صدات ميكنم تا همه بشنون جواب صدام غير پژواك نيست من اُنقدر شكسته م حس ميكنم كه هيچ ارتفاعي خطرناك نيست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:18
+3
ronak
ronak
صدام كن اين َدم آخر آخه فردا ديگه ديره آخه فردا ديگه نيستم كسي جامو ...... خداحافظ كه دلگيرم سراغت رو نه نميگيرم ببين گفتم خداحافظ .. يه كاري كن دارم ميرم يه كاري كن بذار حتي بمونم تو بهم بَد كن پشيمون ميشم از رفتن بيا راه منو سد كن واسه رفتن بگو ديره بگو شب دست پا گيره دارم راهي ميشم جونم چرا گريه ت نميگيره چرا با چشماي گريون ميخواي باشم يه سرگردون پاشو اين لحظه حساس يه جوري منو برگردون .. برگردون .. برگردون بهم چيزي بگو حتي بگو َبد كردي بيرحمي يه كاري كن دارم ميرم چرا اينو نميفهمي نميفهمي چرا بي تو من از شب گريه ها خيسم اگه رفتم گناهش رو بايد پاي كي بنويسم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:13
+4
مهسا
مهسا
ﭘﺴﺮ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﺵ ﺍﺳﺖ ، ﺷﺘﺎﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﺩﺭ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻋﺮﻕ ﺷﺮﻡ ... ﺑﺮ ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ ﭘﺪﺭ ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﺪ ﭘﺴﺮﮎ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ ﺑﻄﺮﯼ ﺁﺏ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ ... ﮐﻤﯽ ﺁﺏ ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﺩ ﺻﺪﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ، " ﭼﻘﺪﺭ ﺗﺸﻨﻪ ﺑﻮﺩﻡ " ﭘﺪﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﭘﺴﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮﺍﺵ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:17
+2
امیرحسین
امیرحسین
یکی از تفریحات پدر اینه که تو ترافیک دنبال موج این ام‌پی‌تری پخش‌کن‌های رادیویی ماشینهای بغل می‌گرده، اغلب هم تصادفن چیزای خوبی پیدا می‌کنه. این وسط یک تلاش نافرجامی هم هست که ماشین مربوطه رو پیدا کنیم، مثلن میشه از روی مدل ماشین، دور و نزدیک شدن و کم زیاد شدن کیفیت‌صدا یا وضعیت چهره و حالت سرنشین‌ها با سعی و خطا به یک جاهایی رسید. کاش بشه یه دفه هم تغییر مسیر بدیم و یکی دوتا چهارراه دنبالش بریم.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:12
+4
gamer
gamer
تو جاده پليس جلو يه ماشين رو مي گيره و ميگه چون از صبح اولين کسي هستي که کمربند ايمني بستي برنده 100هزار تومن پول شدي. حالا مي خواي باهاش چيکار کني؟ مرد مي گه: مي رم گواهينامه مي گيرم . زنش سريع مي گه: جناب سروان اين وقتي اکس مي زنه پرت و پلا مي گه . بچشون از اون پشت مي گه: بابا نگفتم با ماشين دزدي قاچاق نکنيم؟ يه صدا از صندوق عقب مي ياد : از مرز رد شديم يا نه؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 23:04
+3
مهسا
مهسا
ﺭﻓﺘﻦ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻦ ﻭ ﺑﺎﺯﻧﮕﺸﺘﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺭﻭﯾﺪ ﺑﻮﯼ ﺗﻨﺘﺎﻥ ، ﺯﻧﮓﺻﺪﺍﯾﺘﺎﻥ ﻭ ﺁﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﻟﻌﻨﺘﯿﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﺒﺮﯾﺪ! ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﻤﻪ ﺟﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺟﺎ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 21:46
+2
مهسا
مهسا
یادتان باشد که زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگی کردن تو زندگی بقیه هدر ندهید. هیچ وقت توی دام غم و غصه نیافتید و هیچ وقت نگذارید که هیاهوی بقیه صدای درونی شما را خاموش کند. و از همه مهمتر این که شجاعت این را داشته باشید که از احساس قلبی تان و ایمانتان پیروی کنید
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 20:40
+2
ronak
ronak
وفادارى؟ ....... خدا بيامرزدش صداقت؟ .... يادش گرامى غيرت؟ ..... به احترامش يك لحظه سكوت معرفت؟ ..... يابنده پاداش ميگيرد مرام؟....... قطعه شهدا عشق؟ ..... از دم قسط.. واقـــعــــا به کــــــجـــــــا چــــنـــــیـــــــن شـــــتـــــابـــــان؟؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 19:38
+3
مهسا
مهسا
باران می بارد .به حرمت " کداممان " نمی دانم..! من همین قدر می دانم : باران صدای پای اجابت است.. خدا ناز می خرد نیاز کن..
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 18:35
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ