یافتن پست: #صدا

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
صدا بزن مرا، مهم نیست به چه نامى…
فقط “میم” مالکیت را آخرش بگذار…
میخواهم باور کنم…مال تو هستم
دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 17:11
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ﺗﺪﺍﺑﯿﺮ ﺍﻣﻨﯿﺘﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺻﺪﺍﯼ ﭘﺎ ﻣﯿﺸﻨﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﻣﯿﺎﺩ ﺳﻤﺖﺍﺗﺎﻕ :

۱ – ﻣﯿﻨﯿﻤﺎﯾﺰ ﮐﺮﺩﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺻﻔﺤﺎﺕ ﻧﺖ !

۲ – ﺳﺎﯾﻠﻨﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﮔﻮﺷﯽ ﻭ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻧﺶ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﭘﺸﺖﻭ ﺭﻭ !

۳ – Sign Out ﻣﺴﻨﺠﺮ !

۴ – ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﯾﮏ ﮐﺘﺎﺏ ۸۷۶۹۸۲۷۳۴۵۶ ﺻﻔﺤﻪ ﺍﯼ ﺟﻠﻮﯼﭼﺸﻢ !

۵ – ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻥ New Tab ﻭ ﺟﺴﺖ ﻭ ﺟﻮ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻭﻥﻣﻮﺿﻮﻋﯽ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺘﻪ !

۶ – ﻭﺭﻕ ﺯﺩﻥ ﮐﺘﺎﺏ ﺟﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﺵ ﺑﺮﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﺗﺎﻕ !

۷ – ﺑﻬﻢ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﻣﻮﻫﺎﻡ ، ﮐﺸﯿﺪﻥ ﯾﮏ ﺁﻩ ﻋﻤﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﻘﺪ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺱ ﺳﺨﺘﻪ
ﻭ ﺍﺧﻢ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﻧﮕﺎﻩﻣﻠﺘﻤﺴﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﮐﺘﺎﺏ !

۸ – ﮔﺮﻓﺘﻦ ﯾﻪ ﻣﺪﺍﺩ ﺗﻮ ﺩﺳﺖ ﻭ ﺧﻂ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺯﯾﺮ ﺳﻄﺮﺍﯼﮐﺘﺎﺏ !

ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﻌﺪ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﮐﺎﺭ ﺁﺧﺮﺷﻢ ﺻﺪﺍﯼ ﭘﺎ ﺍﺯ ﺟﻠﻮﯼ

ﺍﺗﺎﻕ ﺭﺩ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﻼﺵ ﺷﻤﺎ ﺑﯽ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ ..........

دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 16:50
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 14:49
+2
محمد
محمد
من آخرین رهگذرم تو این خیابونِ بلند
دیر اومدم که زود برم ، دل به صدای من نبند
یه روز توی برقِ چشات خورشیدو پیدا می‌کنم
آی شب تارِ سوت و کور ! به آرزوی من نخند
دیدگاه  •   •   •  1392/10/5 - 22:03
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دو نفر امروز توی خیابون دعواشون شده بود و یه همچین فحشایی به هم میدادن و مردم به جای اینکه جداشون کنن فقط داشتن زمینو گاز میگرفتن

خاک تو سرت برینه !
انگار از وحشی اومده !
بلبل درازی هم میکنی !
هرچی بزرگتر میشه گنده تر میشه !
صداتو برا من داد نزن !
تو نه تربیت داری نه خانوادگی!
دیدگاه  •   •   •  1392/10/5 - 21:55
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/10/5 - 16:52
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از اینایی که هرچقد دلشونو میش[!]ن و ناراحتشون میکنین ولی هیچی نمیگن خیلی بترسین
یه روز بی سر و صدا میرن و شما میمونین و حسرت و یه دنیا پشیمونی !
دیدگاه  •   •   •  1392/10/5 - 16:08
+3
Ashkan ZEON
Ashkan ZEON
آخرین ویرایش توسط Ashkan_ZEON در [1392/10/5 - 20:26]
2 دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 22:17
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بچه های الان تفریحاتشون آیپد و PS2 شده
ما اوج تفریحمون این بود که وقتی مامانمون
الویه درست میکرد صدامون کنه استخونای مرغارو [!]یم!
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 21:30
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آدم هایی هستند که بودنشون حتی مجازی
به آدم آرامش می ده!!
دوستی شون برات حقیقی می شه
و یهو میشن یه قسمتی از زندگیت!
اسمش را میگذاریم،دوست مجازی...
اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته...
خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند...
وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد...
وقت میگذارد برایم، وقت میگذارم برایش...
نگرانش میشوم دلتنگش میشوم...
وقتی در صحبت هایم، به عنوانِ دوست یاد میشود
مطمئن میشوم که حقیقی ست هرچند کنار هم نباشیم
هرچند صدای هم را هم نشنیده باشیم من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم هرکجا که باشد ...
2 دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 19:16
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ