یافتن پست: #صورتت

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
می گفتی که دوستم داری

به اندازه ی تمام قطره های بارانی

که بر صورتت می ریزد!

و من نیز دوستت دارم

بدون توجه به چتری که....

روی سرت گرفته ای!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/14 - 17:11
+2
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/13 - 11:35
+3
nanaz
nanaz


“زيباترين نامه به خدا”



واقعا خواندنيه
اگه نخوني از ذستت رفته
حالا خود داي

شـــــكــــرت خـــــــــــــدا جـــــونـــــــم
امروز صبح كه از خواب بيدار شدي،

نگاهت مي كردم،

اميدوار بودم كه با من حرف بزني،

حتي براي چند كلمه،

نظرم را بپرسي يا براي اتفاق خوبي كه ديروز در زندگي ات افتاد،

از من تشكر كني؛

اما متوجه شدم كه خيلي مشغولي،

مشغول انتخاب لباسي كه ميخواستي بپوشي،

وقتي داشتي اين طرف و آن طرف مي دويدي تا حاضر شوي،

فكر مي كردم چند دقيقه اي وقت داري كه بايستي و به من بگويي:"سلام"،

اما تو خيلي مشغول بودي.


يك بار مجبور شدي منتظر شوي و براي مدت يك ربع ساعت، كاري

 نداشتي جز آنكه روي يك صندلي بنشيني.

بعد ديدمت كه از جا پريدي،

اما تو به طرف تلفن دويدي و در عوض به دوستت تلفن كردي تا از

آخرين شايعات با خبر شوي.

تمام روز با صبوري منتظرت بودم،

با آن همه كارهاي مختلف گمان مي كنم كه اصلاً وقت نداشتي

با من حرف بزني.

متوجه شدم قبل از نهار هي دورو برت را نگاه مي كني؛

شايد چون خجالت مي كشيدي،

سرت را به سوي من خم نكردي!!!

تو به خانه رفتي و به نظر مي رسيد كه هنوز خيلي كارها براي انجام دادن داري.


بعد از انجام دادن چند كار،

تلويزيون را روشن كردي،

نميدانم تلويزيون را دوست داري يا نه؟

در آن چيزهاي زيادي نشان مي دهند و تو هر روز مدت زيادي را

جلوي آن مي گذراني.

در حالي كه درباره هيچ چيز فكر نمي كني و فقط ازبرنامه هايش
 لذت مي بري.

باز هم صبورانه انتظار ترا كشيدم و تو در حالي كه تلويزيون را نگاه مي كردي،

شام خوردي و باز هم با من صحبتي نكردي!!!

موقع خواب،

فكر مي كنم خيلي خسته بودي،

بعد از آن كه به اعضاي خانواده ات شب بخير گفتي،

نمي دانم كه چرا به من شب به خير نگفتي؛

اما اشكالي ندارد،

آخر مگر صبح به من سلام كردي؟!

هنگامي كه به خواب رفتي،

صورتت را كه خستهء تكرارِ يكنواختي هاي روزمره بود

را عاشقانه لمس كردم.

چقدر مشتاقم كه به تو بگويم:

چطور مي تواني زندگي زيباتر و مفيدتر را تجربه كني...

احتمالاً متوجه نشدي كه من هميشه در كنارت و براي كمك به تو آماده ام.

من صبورم،

بيش از آنچه تو فكرش را مي كني.

حتي دلم مي خواهد به تو ياد دهم كه چطور با ديگران صبور باشي.

من آنقدر دوستت دارم كه هر روز منتظرت هستم،

منتظر يك سر تكان دادن،

يك دعا،

يك فكر،

يا گوشه اي از قلبت كه بسوي من آيد.

خيلي سخت است كه مكالمه اي يكطرفه داشته باشي.

خوب،

من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود،

به اميد آنكه شايد فردا كمي هم به من وقت بدهي!

آيا وقت داري كه اين نامه را براي ديگر عزيزانم بفرستي؟

اگر نه،

عيبي ندارد،

من مي فهمم و سعي مي كنم راه ديگري بيابم.

من هرگز دست نخواهم كشيد...

روز خوبي داشته باشي.


 

آخرین ویرایش توسط nanaz در [1392/07/4 - 13:33]
دیدگاه  •   •   •  1392/07/4 - 13:32
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/4 - 11:43
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 18:31
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺍﯼ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺗﻮی این سایت ﻫﺴﺘﯿﻦ

ﻭﻟﯽ ﻫﯿﭻ ﻋﮑﺲﺍﻟﻌﻤﻞ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﺍﻋﻢ ﺍﺯ ﻻﯾﮏ ﻭ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﻭ ...

ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺑﺮﻭﺯ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﯿﺪ!!!

ﻫﯿﭽﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﮕﻢ

ﺟﺎﺗﻮﻥ ﺭﺍﺣﺘﻪ !!

ﮐﻢ ﻭ ﮐﺴﺮﯼ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ ﻋﺎﯾﺎ؟؟ !

د لایک کنید دیگه!!!!

لایک نکنی جفت پا میام تو صورتت گفته باشم :D:D:D
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 15:28
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 20:59
+2
nazli
nazli
دستانم را قاب صورتت مي کنم،
وبه اين مي انديشم
که چقدر رنگين کمان ها
سياه و سفيد چشمان تو را کم دارد
دستانم را قاب صورتت مي کنم،
وبه اين مي انديشم
که چقدر رنگين کمان ها
سياه و سفيد چشمان تو را کم دارد

دیدگاه  •   •   •  1392/06/14 - 23:09
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
پسرا تو چند مورد خیلی جذاب میشن :
وقتی عصبی پشت فرمون نشستن
موقع دعوا سر مسایل ناموسی
وقتی سر آبجیشون زور میگن
وقتی مامانشونو میبوسن
وقتی واسه تک دوس دخترشون خواستگار میاد و دپرس میشن
وقتی بخاطر فوتبال از کار وزندگی میوفتن
وقتی بهش میگی دپرسم میگه غلط کردی بیا بغلم ببینم
وقتی تو بغلش اشک میریزی با دستاش صورتتو میگیره میگه دیونه تو منو داریا
دیدگاه  •   •   •  1392/06/12 - 21:43
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اصن دوس پسر آدم باید به درجه ای از عرفان رسیده باشه که خودش بازوشو بیاره جلو صورتت و بگه:
.
خانومم بفرما گاز بگیر کبود شه...
.
.
.
.
.
.
.
یعنی غیر از این باشه پسره به لعنت خدام نمی ارزه
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:19
+3
صفحات: 2 3 4 5 6 پست بیشتر

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ