یافتن پست: #عزیزم

ronak
ronak
پسره به دوست دخترش اس ام اس میده: پسر: کجایی عزیز دلم؟ دختر: واااای همین الان رسیدم دارم از خستگی مــیمــیرم، میرم بخوابم کم کم... تو چیکار میکنی عزیزم؟ پسر: من توی مهمونی ام، پشت سرت ایستادم !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 23:44
+4
ronak
ronak
خفه نشی عزیزم...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 22:43
+2
ronak
ronak
دوست دارم عشقم ..... ۳ سال برام حبس بریدن نامردا ...... من برات صبر میکنم تا بیای عزیزم .... فقط تو ... من تورو میخوام . . . . . . . صحنه ای حساس و رومانتیک از عشق آقای پرتقالی و خانوم گوجه فرنگی ... پشت میله های زندان :دی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 22:34
+1
ronak
ronak
آخی ! یه موقع گوشات یخ نکنه عزیزم ، بعد مجبوری آمپول بزنیا
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 21:37
+1
abolfazl
abolfazl
سلام دوستان من تازه عضو شدم {-2-}
4 دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 00:39
+2
abolfazl
abolfazl
سلام. من abolfazl هستم، از اعضای جدید ... :)
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 00:09
+1
sasan pool
sasan pool
طرف زنگ زده میگه میتونم با شما آشنا بشم؟میگم نه .بعد میگه زن داری؟میگم نه از ازدواج و این حرفها بدم آمده.میگه شغلت چیه حساس ؟میگم آره بابا استاندار قزوین هست من هم زیر مجموعه اون هستم.میگه نمیب خوای با من دوست بشی؟میگم نه.میگه من پولدارم بابا آزرا داره.گفتم نمی خوام.بعد میگه من عاشق صدات شدم.انگار صدای آلن دلون شنیده.بعد میگه عزیزم من یک خواهشی داشتم.من از خونه نمیتونم بیرم بیرون برای من یک شارژ 10 هزار تومنی بفرس.خانوم پولدار ما رو نگاه کن.{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 18:24
+1
مهسا
مهسا
وقتی کاملا از زندگیت نا امیدی از مامانت می پرسی مامان چرا منو دنیا اوردی ؟ بعد از کلی منو من کردن میگه : عزیزم اگه راستشو بخوای تو فقط قرار بود یه بوس باشی !{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 01:33
+3
مهسا
مهسا
شماره ناشناس ناشناس : سلام خوشگله ،دوست پسر داری ؟ -بله ،شما؟ -من داداشتم ،صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم .{-39-} شماره ناشناس بعدی : -دوست پسر داری؟ -نه نه اصلا -من دوست پسرتم …… واقعا که …{-60-}:( -عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!! - خوب داداشتم دیگه ،صبر کن خونه برسم من میدونم و تو…{-20-}{-32-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 00:53
+5
gamer
gamer
پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید… چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..! دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود: سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت) قلب دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..او
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:52
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ