یافتن پست: #عزیزم

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه سری از پسرا هستن به دوس دخترشون میگن :

عزیزم اگه کسی اذیتت کرد به خودم بگو...

دختره هم میگه:

آره یکی اذیتم کرده تازه فحشم داده....

بعد پسره میگه: ولشون کن عشقم، مریضن !! :| :| :|

خُب جرات نداری چرا دوبیتی میگی؟؟؟
2 دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 18:08
+3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
آخرین ویرایش توسط moricarlo در [1392/06/10 - 15:02]
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 13:44
+14
behzad
behzad
پسره پست گذاشته من میخوام ماشین بخرم! پرادو بهتره یا اسپورتیج؟
.
.
... .
کامنتهایی که براش گذاشتن
سحر:واسه منم میخری؟
سارا:هیچ کدوم
لیلی:جوووووون سلیقت تو حلقم
مهرنوش:عزیزم بهتر از اینا برازندته
احمد:چه گوهاااا
محمد:تو پولت کجا بود
سعید:باز خالی بستی
علیرضا:بالاخره گاو گوسفندارو فروختی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 23:13
+8
بهناز جوجو
بهناز جوجو

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺸﻢ ﺍﺳﻤﺸﻮ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﭘَـﺮﭼﻢ, ﺑﻔﺮﺳﺘﻤﺶ ﭘُﺸﺖ ﺑﻮﻡ  {-15-} ﺑﻌﺪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺑﮕﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﭘَـﺮﭼﻢ ﮐﺠﺎﺱ؟ ﻣﻨﻢ ﺑﮕﻢ ﭘَـﺮﭼﻢ ﺑــــــﺎﻻﺱ {-15-}{-33-}

دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 19:38
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی از فانتزیام اینه : اسم بچمو بذارم پَـرچم , بعد بفرستمش پُشت بوم :|
بعد همسرم بگه عزیزم پَـرچم کجاس؟
منم بگم پَـرچم بــــــالاس :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 11:22
+1
.:SaRa:.
.:SaRa:.
خسته و مونده رسیدم خونه میگم سلام مامان غذا چی داریم ؟
مامانم با مهربانی بی سابقه ای میگه سلام عزیزم چند لحظه صبر کن الان نهارو حاضر میکنم …
با کمال تعجب میگم مامی مهربون شدی ؟؟؟!!!
میگه اه تویی ؟ فکر کردم مبیناست (آبجی کوچکم) ! کارد بخوره اون شکمت اول برس بعد نهار نهار کن ، از صبح تا الان پای گاز وایسادم … خلاصه یک قشقرقی به پا کرد که نگو و ننویس …
در مورد افق و سر راهی بودن با من حرف نزنید اعصاب ندارم !
آهنگ هم نمیخوام بدم بیرون اعصاب اون رو هم ندارم !
اصلن کلا اعصاب ندارم !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:22
+5
roya
roya


آرایشگاه مردونه




20سال پیش.....


 یه آدمی باتیپ بهروز وثوق: داااش گوشه سبیلاتو چه مدلی بزنم؟؟



آلان.......


 یه بچه سوسوله مامانی: عزیزم ابروهاتو هشتی بردارم یا شیطونی؟



10سال بعد...


یه مرد زن نما:قربوووونت بشم من الهی،


میکاپ خلیجی بزنم یا لایت یا اروپایی؟؟؟؟؟؟


دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 23:28
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سلام ای تنها بهونه ، واسهء نفس کشیدن
هنوزم پَر میکشه دل ، واسهء به تو رسیدن
واسهء جواب نامت ، می دونم که خیلی دیره
بذار به حساب غربت ، نکنه دلت بگیره
عزیزم بگو ببینم ، که چه رنگه روزگارت
خیلی دوست دارم تو مهتاب ، بشینم یه شب کنارت
سَرتو با مهربونی ، بذاری به روی شونم
تو فقط واسم دعا کن ، آخه … دنبال بهونم
حالمو اگه بپرسی ، خوبه … تعریفی نداره
چون بلا تکلیفه عاشق ، آخه تکلیفی نداره
نکنه ازم برَنجی ، تشنه ام … تشنهء بارون
دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 18:57
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تلویزیون داشت میگفت کودک لطیف است،
با آن به درستی برخورد کنید!
در راستای مسخره بازی به مامانم میگم:
مامااااان من لطیفمااااااا
مامانم :عزیزم تو دیگه از لطافت در اومدی کثاااافط شدی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 20:25
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مامان و بابام نشسته بودن داشتن چایی میخوردن
بهشون گفتم:

خوب حال میکنیدا دختر به این شاخ شمشادی دارید.

چند لحظه سکوت کردن و بهم خیره شدن!

بابام یه آهی کشید و با افسوس به مامانم گفت :چاییتو بخور...

:|
6 دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:27
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ