یافتن پست: #عزیز

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

دختره نوشته: دلم خیلی گرفته..!!!
بعد پسره اومده براش نوشته: چرا عزیزم؟؟؟ تو به این خوشگلی , هیکلت به این خوبی ...

چرا دلت باید گرفته باشه آخـــه؟؟؟؟!!!!

(( من هرچقد فک کردم دچارچالش فلسفی شدم اما آخرش نفهمیدم اینا الان چه ربطی داشت؟))

دیدگاه  •   •   •  1392/09/6 - 21:41
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسرا :من فقط از تو خوشم میاد عزیزم
فقط از تو→ از تو↑ تو↗ تو↓ و تو↘:))
دیدگاه  •   •   •  1392/09/6 - 21:38
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

دخترعمل پیوند قلب داشت, به پسر گفت منتظرم بمان و پسر با چشمان اشک بار گفت قلبم برای تو میتپد
دختربه هوش امد, سراغ پسر راگرفت پرستار گفت میدانی قلب کی در سینه ات میتپد... دختر به گریه افتاد
در همین موقع پسر از دسشویی بیرون امد و گفت عزیزم چرا گریه میکنی

دیدگاه  •   •   •  1392/09/6 - 19:01
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
@NEGAR1992 عزیز تولدت مبارک

با امید به اینکه 120 ساله بشی {-35-}
دیدگاه  •   •   •  1392/09/6 - 00:26
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
خدایا...

اگر عزیزت را کس دیگر به مستی در

بغل گیرد ،تو آیا همچنان از صبر ایوبت

در آن قرآن جاویدت سخن آری میان؟

خداوندا غرورم را قفس داران شکستند

جوانیمو گرفتند و هنوزم پای میکوبند

و میرقصند

عجب دنیای بی رحمی عطا کردی؟

خدایا بی پرده میگویم خطا کردی {-29-}


دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 22:10
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ترکم مکن


حتی برای ساعتی


که دلتنگی چون بارانی


به آوارم فرو خواهد ریخت


و غبار


چون هاله ای،


جای پایت به شنها امیدم میدهد


و مژگانت آرامشم،


عزیزترین!


ترکم مکن حتی برای ثانیه ای،


وقتی تو نیستی


سرگردان سرگشته این سول مداومم


که باز خواهی گشت آیا؟؟؟

دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 21:55
+4
محمد
محمد
دخدره هیکلش اندازه پاندای کونگ* فو کاره ها
اونقد که با 2تا آفتابه هم پایین نمیره ها
اونوقت توپروفایلش نوشته: "آنقدر ظریفم ، که با یک نگاه بی* محبت میشکنم ...
"عزیزم شما با تبـر نادرشاه افشار هم نمی*شکنی !برو با خیال راحت به زندگیت برس !!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 20:01
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 19:01
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ﺗﻮ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ، ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺍﻭﻣﺪ ﮐﻨﺎﺭﻡ
ﮔﻔﺖ:
ﺷﻤﺎ ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﺪ ﭼﺠﻮﺭﯼ ﮔﻮﺵ ﺭﻭ ﺷﺴﺘﺸﻮ ﻣﯿﺪﻧﺪ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﮔﻔﺘﻢ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﮐﻪ ... ﮔﻮﺷﺘﻮ ﻣﯿﺒﺮﻧﺪ،ﺑﻌﺪ ﯾﮏ
ﺳﺎﻋﺖ ﻣﯿﺰﺍﺭﻧﺶ ﺗﻮ ﻭﺍﯾﺘﮑﺲ ... ﺑﻌﺪﺵ ﺑﺎ ﻧﺦ ﻭ ﺳﻮﺯﻥ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﯿﺪﻭﺯﻧﺵ :|
ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺑﻐﺾ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺷﮏ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﺵ ﺣﺪﻗﻪ ﺯﺩ ﻭ ﺁﻣﺎﺩﻩ
ﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﺪ ... ﺳﺮﯾﻊ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺻﺤﻨﻪ ﯼ
ﺟﻨﺎﯾﺖ ﺩﻭﺭ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﭘﺪﺭﺑﭽﻪ ﺳﺮ ﻧﺮﺳﻪ :|
ﺣﺎﻻ ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﺍﻡ .... ﻧــﻪ !!
ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﻣﺮﯾﻀﻢ :| ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ :|

دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 20:26
+3
AmirAli
AmirAli
دانشجویان عزیز در جریان باشید: مرگ حقه سلف دانشگاه وسیله است!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 20:26
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ