یافتن پست: #عزیز

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مامان و بابام نشسته بودن داشتن چایی میخوردن
بهشون گفتم:

خوب حال میکنیدا دختر به این شاخ شمشادی دارید.

چند لحظه سکوت کردن و بهم خیره شدن!

بابام یه آهی کشید و با افسوس به مامانم گفت :چاییتو بخور...

:|
6 دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:27
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
خوب به خاطر دارم آن روز خاطره را ، که شانه های مردی مهربان ، چگونه از هجوم گریه لرزید و لرزید ، گفتم : گریه ات را ندیده بودم ، عزیز ! گفت می بینی ! و دیدم که تنها عشق است که چنین زخم کاری می زند
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 16:22
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
9 دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 23:36
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

همان یک لحظه اول

که اول ظلم را می دیدم

جهان را با همه زیبایی و زشتی

بروی یکدگر ویرانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

که در همسایه صدها گرسنه چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم

نخستین نعره مستانه را خاموش آندم

بر لب پیمانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

که می دیدم یکی عریان و لرزان دیگری پوشیده از صد جامه رنگین

زمین و آسمان را

واژگون مستانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

نه طاعت می پذیرفتم

نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده

پاره پاره در کف زاهد نمایان

سبحه صد دانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

برای خاطر تنها یکی مجنون صحراگرد بی سامان

هزاران لیلی نازآفرین را کو به کو

آواره و دیوانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان

سراپای وجود بی وفا معشوق را

پروانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

بعرش کبریائی با همه صبر خدایی

تا که می دیدم عزیز نابجائی ناز بر یک ناروا گردیده خواری می فروشد

گردش این چرخ را

وارونه بی صبرانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

که می دیدم مشوش عارف و عامی ز برق فتنه این علم عالم سوز مردم کش

بجز اندیشه عشق و وفا معدوم هر فکری

در این دنیای پر افسانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

چرا من جای او باشم

همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد

وگرنه من جای او چو بودم

یکنفس کی عادلانه سازشی

با جاهل و فرزانه می کردم

عجب صبری خدا دارد! عجب صبر
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 21:29
+2
mohadeseh
mohadeseh
سلام. من mohadeseh هستم، از اعضای جدید ... :)
3 دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 21:15
+6
zahra
zahra
سلام من امدم
6 دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 16:55
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به بعضیا باید گفت: عزیزم ریاضیم خرابه... نمیتونم آدم حسابت كنم!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 16:44
+2
hamraz
hamraz
سلام. من hamraz هستم، از اعضای جدید ... :)
4 دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 22:30
+9
zeynab  92
zeynab 92
سلام. من zeynab 92 هستم، از اعضای جدید ... :)
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 20:01
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ما دل خود را به زندان رفاقت داده ایم آشنایان را سلامی از صداقت داده ایم گرچه دور از یکدیگریم در حریم امن خود یاد عزیزان بوده ایم.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 11:16
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ