mah3a
افتخار ملي ديگري براي ايران :
ثبت ركورد طولاني ترين شنا در آبهاي آزاد در كتاب گينس بنام يك ايراني و خليج هميشه فارس
_________________________________________________________________
محمد کبادی شناگر ایرانی که از کادر نجاتگران جمعیت هلال احمر ایران است ،با ۷۹۶ کیلومتر شنا در طول خلیج فارس ، رکورد جهانی گینس را در آبهای آزاد جهان شکست.
به گفته کبادی چند کمپانی اماراتی به وی پیشنهاد ۲ میلیارد تومان پول به همراه اقامت در دوبی و تحصیل در مقطع دکتری دادند تا در عوض از پوشیدن پیراهن منقش به نام "خلیج همیشه فارس" خودداری و به جای آن آرم این شرکت ها را تبلیغ کند که او این پیشنهاد را نپذیرفته است.
زنده باد هرچی ایرانیه با غیرت و خلیج همیشه فارس
mah3a
يه نفر داشته با زنش دعوا ميکرده که : تو که از من خوشت نميومد پس چرا سر سفره عقد با صداي بلند داد زدي بـــــــــــله ،،، زنه ميگه : من به تو نگفتم بله ،، يکي از من پرسيد با اين مرتيکه عوضي ميخواهي ازدواج کني من داد زدم بـــــــــــله
☺SAEED☻
من راي ميدهم
به کسي که قول دهد
تمام خيابانهاي اين شهر را
و خاطره هايش را
عوض کند
ronak
دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده
براي عکس هايي که پاره کردم و سوزانـدمشان...
براي دفتر خاطراتم که مدتهاست ديگر چيزي در آن نمي نويسم...
حـتـي براي آدمهاي حسودي که دورو برم مي چرخيدند و خـيـلـي ديـــرشناختمشان...!
براي بـي خـيـالــي و آرامشي که مدتهاست که ديگر ندارمش...
خنده هايي که دارم فراموششان مي کنم...
...
و براي خودم که حالا ديگـر خيلي عوض شده ام !!!
parnian
من راي ميدهم
به کسي که قول دهد
تمام خيابانهاي اين شهر را
و خاطره هايش را
عوض کند
☺SAEED☻
کشف کردم که بالاترین سرعت تو دنیا سرعت نور نیست، سرعت رنگ عوض کردن آدماست
شاهین
مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن
منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن
شوهره زنگ میزنه به معشوقه اش و میگه: زنم یه هفته میره ماموریت ، کارهات رو روبراه کن
معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد ش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام
پسره زنگ میزنه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم
پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده
منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه
شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت
معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق
پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد
مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت