یافتن پست: #مامان

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به غضنفر میگن: چی شد مامانت مرد ؟
میگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد…
میگن افتاد مرد ؟ میگه: نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکـ.ست افتاد.
بهش میگن اون موقع مرد؟؟
میگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد.
میگن:خوب این دفعه مرد ؟ میگه: نه بعد افتاد رو سقف گاراژ، سقف خراب شد!
بهش میگن:حتماً ایندفعه مرد ؟
میگه:بازم نمرد، دیدیم داره کُلّ خونه خراب میشه، با تفنگ زدیمش
دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 20:13
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مامانم میگه ۵ تا ۱۵۰۰ تومن چقد میشه ؟؟

میگم ۷۵۰۰ تومن …

میگه حالا یه ۱۵۰۰ تومن دیگه هم رو اینا حساب کن !

میگم خوب مادر من چرا از اول نگفتی که ۶ تا ۱۵۰۰ تومن حساب کنم ؟

میگه نه این فرق میکنه با این ۱۵۰۰ تومن یه چیز دیگه خریدم :|
دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 19:36
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به سلامتی بابا و مامانم که از بچه شانس نیوردن:D
دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 19:22
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بچه که بودیم همسایمون سگ داشتن
هر وقت واق واق می کرد داداشم صداشو تقلید می کرد
و جوابشو می داد ....
تا اینکه یه بار زن همسایه از مامانم سراغ سگی که
صداش از خونه ما میاد و گرفت واسه جفت گیری با سگش !
مامانم اومد خونه یه بلایی سر داداشم آورد
که دیگه فقط صدا ماهی در میاره از اون به بعد ...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 19:21
+1
✸ Aram ♑ الهه تَــــלּـــهاے ✸
✸ Aram ♑ الهه تَــــלּـــهاے ✸
هیچ وقت، اگه تو رو با کس دیگه ببینم حسودی نمی‌کنم…!



آخه مامانم یادم داده اسباب بازی‌هامو بدم به بدبخت بیچاره‌ها


دیدگاه  •   •   •  1392/07/27 - 12:18
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ملت تو خونه شون میز بیلیارد و تردمیل و سونا و جکوزی دارن،اونوخت ما تنها امکانات ورزشی مون یک میله بارفیکس بود که اونم مامانم زده تو کمد روش لباس آویزون میکنه :))))))
دیدگاه  •   •   •  1392/07/26 - 19:32
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میدونید ما ی مزیت خیلی خوب داریم؟
اون چیه؟
وقتی که بزرگ شدیم.و به مامان و بابا تبدیل شدیم
سر زده رفتیم تو اتاق بچمون و دیدیم داره به صفحه دسکتاپ خیره میشه.
یکی میکوبیم پس کلش میگیم کره سگ بیا بالا ببینم چی داشتی میدیدی؟^_^
بهلههه اینطوریاس=))=))
دیدگاه  •   •   •  1392/07/26 - 16:00
+2
xroyal54
xroyal54
دلم تنگ شده...
واسه روزایی که چادر مادرمو محکم میگرفتم تا گم نشم...
واسه روزایی که منوبغلش میکرد و سرمو زیر چادر میکرد تا سرما نخورم...
...دلم تنگ شده واسه روزایی که رو دستش یه خواب راحت داشتم...
واسه روزایی که مریض بودم و تا صبح بالا سرم بود...
خیلی دلم تنگه خیلی...
سلامتی همه ی مامانای خوب و دوست داشتنی...که بهمون ثابت کردن عشق یعنی چی!!!!!!!
....واسه ی یک دوست دارم واقعی دلم تنگ شده.....
دیدگاه  •   •   •  1392/07/26 - 14:08
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/24 - 20:18
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺻﺒﺢ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﭘﺎﺷﻮ ﯾﻪ ﮔﻠﻪ
ﻣﻬﻤﻮﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﯿﺎﺩ
ﻣﯿﮕﻢ ﮐﯿﺎ ﻫﺴﺘﻦ؟ ﻣﯿﮕﻪ ﻋﻤﻪ ﻫﺎﺕ
دیدگاه  •   •   •  1392/07/24 - 19:49
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ