♥ نگار ♥
Xمور داشتیم مرده از سره کار برگشته خانمش با هزار عشق و علاقه اومده پیشش پریده بغلش
میگه:عزیزم خسته نباشی. ^___^
بعد آقا هم برگشته گفته: با تنتاک خستگی معنا نداره
!!! یعنی خانمشو شسته گذاشته رو بند...!!!
♥ نگار ♥
هواشدید گرم بود کلی ادم دور اب سردکن تو خیابون وایساده بودیم اب بخوریم
پسره با دوستاش اومده دید شلوغه میگه یه قولوپی کی آخره؟!!
مرده بودیم از خنده! خدایی اگه پسرا نبودن همه افسرده شده بودیم!!!!
♥ نگار ♥
امروز اومدم به یکی بگم غصه نخور ، بدهی واسه مرده ؛ بعد یه لحظه زیر ابروهاشو دیدم و گفتم خدا بزرگه خواهر ، درست میشه !
زیاد بود ولی ارزش خوندن داشت
1393/04/24 - 19:17 ( لايک توسط 1 کاربر )خوندمش خداییش خیلی خوب بود
1393/04/27 - 12:14 ( لايک توسط 1 کاربر )


1393/04/29 - 00:15