عسل ایرانی
اخرین بارت باشه به دوست دخترم متلک میگی
برو دیگه اینورها پیدات نشه
*vorojak*
مردی و مردانگی افسانه شد.............!!!
sasan pool
بر خال لبت طواف کردم ای دوست
بر جرم خود اعتراف کردم ای دوست
مردم همه در مسجد شهرند وَ من
در چشم تو اعتکاف کردم ای دوست . . .
ronak
بانو ...
مرد نبوده ای تا بدانی سرت بر روی بازوانم ...
امنیت تو نیست ...
آرامش من است ...
ronak
مزه مزه می کنی مرا
درست مثل کودکی که خوراکی را برای اولین بار می خورد
نگاه خریدارانه ات
و همان برق قشنگ چشمانت
که یعنی ...
من شده ام بانوی آغوش مردانه ات
ronak
چه زیبا! گفتم دوستت دارم !
چه صادقانه پذیرفتی!
چه فریبنده ! آغوشم برایت باز شد !
چه ابلهانه! با تو خوش بودم !
چه كودكانه ! همه چیزم شدی !
چه زود ! به خاطره یك كلمه مرا ترك كردی !
چه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدم !
چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد!
چه بیرحمانه! من سوختم......

1390/12/23 - 13:59