یافتن پست: #مرد

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
رفیق خوب من...

یک دوست مثل تو
جهان را جای بهتری می کند برای زیستن.
فضای این آبواره ی مینو را
شفاف تر
زلال تر
و پاکتر می کند.

نسیم خنکی ست به نیمه ی مرداد
یک دوست مثل تو ...

یک دوست مثل تو
استراحتی ست در راهی
نیایشی در اضطراری
و تصمیمی در تسلیمی.

یک دوست مثل تو
جهان را جای بهتری می کند
برای زیستن
برای بودن
و حتا برای مُردن.
دیدگاه  •   •   •  1394/03/7 - 15:26
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خرداد نزدیکه… تولد جذابترین… مغرور ترین… خردادی ترین مرد دنیا…

چقد برنامه داشتم واسه روز تولدت… هدیه ی تولدت خیلی وقته آماده س… چقد ذوق داشتم براش… چقد دوس داشتم این روزو کنار هم باشیم… بازم بگم عاشقتم… بگی تنهام نمیذاری…

خب تقدیر ما این بوده شاید…
که تولدتو با خاطراتت جشن بگیرم…

دیوونه ی من تولدت مبارک…
3 دیدگاه  •   •   •  1394/03/4 - 22:29
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

مرد من ...
مهربانم !!
مخاطب عاشقانه های من ...
زن نبوده ای که بدانی دستهای مردانه ات که در دستم باشد حکم تمام دنیا را برایم دارد ...!!
من عاشق مردی شده ام که در روزهای بارانی برای دلم چتر میگیرد ....!!
مرد رویاهای من ...
بگذار هرچه میخواهد بشود ...!!
تاوقتی دستهای گرمت را در دست دارم خوشبختم ....!!
بگذار زمان از حسادت بترکد ...!!
من عاشق مردی هستم که زمین مانند او ندارد ....!!
من بی تو ...
از تمام آفرینش بیگانه ام ...!!
زن بودن خوب است وقتی
ازتمام مذکرهای دنیا
پای تو در میان باشد ....!!
نمیدانی چه کیفی دارد خانوم بودن برای تو ....!!
دیدگاه  •   •   •  1394/03/3 - 22:05
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1394/03/3 - 21:25
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1394/03/3 - 20:28
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بزرگترین اشتباه یک مرد این است که ,,
,, به مرد دیگری فرصت ایجاد لبخند روی لبهای زن مورد علاقه اش را بدهد
1 دیدگاه  •   •   •  1394/02/28 - 22:35
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ای مــــــــــــــــــــرد....
من زنی هســــــــــتم....
ڪہ فقــــــــــط رنــــــــــگ رژلــــــــــبم ڪافــــــــــیست تــــــــــا
مردانــــــــــگی ات را بـــــہ تــــــــــباهے بڪشاند
حــــــــــال ضــــــــــعیفہ ڪیست!!؟؟؟؟
7 دیدگاه  •   •   •  1394/02/26 - 19:24
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1394/02/25 - 20:57
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه بارم تو ۹ سالگی سر ظهر تو خونه دراز کشیده بودم .حوصلم سر رفته بود .گفتم چیکار کنم چیکار نکنم؟گفتم بزار زنگ بزنم برای یه بار هم که شده 118 بعد اسگل کنمشون و بخندم یخورده حوصلم جا بیاد .
اقا زنگ زدم 118 مرد ورداشت .گفتم:( الووو.ببخشید شماره تلفن سیندرلا رو میخوام .)
یهو یارو گفت :اره ؟؟؟منو اسگل میکنی ؟؟الان من شمارتو میدم تا قطع کنن و دارم با دوربین میبینمت .گفتم اگه راست میگی من الان در چه حالم ؟؟بخدا گفت دراز کشیدی بقل تلفن .بخدا .
من سکته کردم .گفتم:اقا جون مادرت ببخشید .غلط کردم . تو رو خدا ببخشید .
یارو ترکیده بود از خنده .منم گریه ام گرفته بود اگه قطع کنه من چی به مادرم بگم .
تا 2 هفته هر روز دقیقه به دقیقه مثل اسگلا تلفن رو ور میداشتم ببینم بوق داره یا نه .
دیدگاه  •   •   •  1394/02/22 - 14:25
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1394/02/16 - 22:53
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ